فراهان آنلاین

جهان سر بسر حکمت و عبرت است چرا بهره ما همه غفلت است

شورش ذلف اباد و سعدی افشار
شورش ذلف اباد و سعدی افشار

نویسنده: ابراهیم گودرزی فراهانی

در کمتر از 5 کیلومتری شمال شرق فرمهین و جنوب مجد اباد  روستای ذلف اباد قرار دارد.گنبد  امامزاده احمد بن علی هنوز هم در این روستای مخروبه ولی سر افراز خود نمایی می کند. در زیر خا کهای این روستا خاطراتی است که هنوز رمز گشایی نشده است و متا سفانه فقط در معدودی از کتابها و گزارش ها با ترس و لرز از او یاد می شود  گویی که هنوز هم سایه خا قان قجر برخرابه های این روستا سایه افکنده  است .

  دلف اباد ،ذلف اباد ،موافق آباد ویا الدلفیه (مذکور  درکتاب  تاریخ قم ص141)و ذیل رستاق کوژدر(کوزدر ) واحتمالا" به دست ابو دلف  قاسم بن عيسي الکرجي۱العجلي از خاندان ابو دلف و به احتمال زیاد در اواسط قرن دوم نبوی بنا گردید. و متجاوز از 200 سال این خاندان به صورت ایغارین (بخشوده از مالیات دولتی )از جانب هارون الرشید و فرمانروایان عباسی  بر رستاق کوژدر ، فراهان ،کرهرود و استا نه حکمرانی کردند.

بر اساس آنچه در ناسخ التواریخ و روضه الصفا آمده قرن ششم تا نهم هجری قمری دلف آباد در مسیر تجاری قم ، ری و اصفهان واقع شده بود و به دلیل مو قعیت استرتژیکی این روستا بسیار مورد توجه تجاری بوده است .
بنا به روایتی دیگر این شهر در اثر زلزله‌ای مهیب در دوره قاجاریه پس از شورش مردم . زیر خاک مدفون شده است
که این روایت نادرست به نظر می رسد و به احتمال زیاد این شهر درابتدای حکو مت قا جاریه ویران و با خاک یکسان شده است 
  از تاریخ این روستا اطلاعات دیگری در کتب تاریخی وجود ندارد،تا زمان  ابتدای حکمرانی قاجاریه که شورش مردم فراهان برعلیه  فتحعلیشاه و حاکمان بی تدبیر و نا لایق قا جاریه صورت گرفت  . این شورش حدود  7 سال ادامه داشته  و توسط سعدی افشار رهبری میشده است .

به تصریح استادمجتبی  برز آبادی فراهانی ،ذلف اباد ،قبل از شانکهای چین دارای شهر زیر زمینی بوده است .  این شهر دارای دو مد خل بوده است .یکی از مدخل هادرشرق جاده اشتیان و مزرعه مبارک اباد بوده و یکی از مدخل ها پشت حسینیه فر مهین است که به سمت رود بار قره گوزلو و ارزومند امتداد دارد  .

لازم بذکر است که بسیاری از روستا های فرا هان داری راههای زیر زمینی بوده اند، برای مثال در روستا های دستجان و کودزر و تبرته هم این راههای زیر زمینی بوده است و بطور کلی بنظر می رسد که در گذشته های دور به دلیل در امان ماندن از هجوم دشمن و غافل گیر نشدن بدست دشمن از طریق راههای مخفی که فقط برای اهالی روستا ها قابل شنا سایی بوده است این مد خل ها وجود داشته است

1-منظور از کرج شهر امروزین کرج که در فاصله 45 کیلو متری تهران قرار دارد نیست .منظور کرهرود و منطقه استا نه اراک فعلی می باشد . قاسم ابن عیسی از فر ماندهان نظا می و جنگ سالار بنی عباس بود و در زمان هارون الرشید ،مامون و  معتصم زندگی می کرد وی داری ذوق وقریحه شعری هم بوده است و فر زندان وی بمدت دو قرن بر کوژدر ، فراهان و حوالی کرهرود فر مان می راندند .

 

 


ادامه مطلب

[ پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393 ] [ 0:37 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تاریخ و قلمروهای ایران در یک نگاه

[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ 16:6 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تحقیقی دربارۀ واژه‌های خَلَج،خَلَچان،غلجایی(قلجایی)،غور،گَرَکان و فراهان برگرفته از وبگاهِ آن روزها http://anruzha.blogfa.com/post-45.aspx نوشته ی دکتر ابراهیم واشقانی فراهانی شش واژۀ خَلَج،خَلَچان،غلجایی(قلجایی)،غور،گَرَکان و فراهان از یک ریشه‌اند و تقریباً هم‌معنی‌اند. واژۀ "گَر" در زبان اوستایی به معنی کوه است.کیومرث که نخستین انسان و نخستین پادشاه در باورهای اساطیری ایرانیان است،گَرشاه خوانده می‌شد،یعنی پادشاه کوهستان و یا پادشاه کوه‌نشین. بلعمي در تاريخ بلعمي مي‌نويسد كه كيومرث بر آب و زمين و گياه پادشاه بود اما عنوان او گرشاه يعني كوه‌شاه بود(بلعمی،1/3-17).بيروني نیز در این‌باره مي‌نويسد: «لقب‌آن،كوشاه است يعني پادشاه كوه و برخي هم گفته‌اند گل‌شاه ،يعني پادشاه گل، زيرا در آن وقت هيچ كس نبود» (بيروني، 141).ایران شرقی که سرزمینی است کوهستانی و امروزه با نام افغانستان به استقلال رسیده‌است،در قرون گذشته،غور خوانده می‌شد و مردم منسوب به آن ناحیه را غلجایی(قلجایی) و غلجه‌ای و غرچه‌ای می‌خواندند.بی‌تردید این نامها مشتق از ریشۀ اوستایی "گَر" به معنی کوه است.سرزمین غرجستان نیز که در شرق ایران بوده،همین حکایت را دارد.ممکن است مبدأ اشتقاق این واژه‌ها واژۀ "گَرَک"(گر+ک) باشد به معنی منسوب به کوه،و گاف به غین و قاف مبدل شده و حرف راء در برخی از این صورتها مبدل به لام شده و در برخی نیز بی‌تغییر مانده‌است. امروزه گروهی از ترکان را با نام خَلَج می‌شناسیم و مسکن عمدۀ آنان،برخی روستاهای فراهان و خلجستان است.بی‌تردید خلج،نام قومی از اقوام ترک نیست،بلکه صفتی است برای گروهی از ترکان که پس از ورود به ایران در نواحی کوهستانی مسکن گرفتند و بر این اساس،ترکی خلجی،یعنی ترکی کوهی.قوم خلج را در قرن هفتم هجری،بخشی از سپاه سلطان جلال‌الدین خوارزمشاه در نبرد با مغولان می‌یابیم.اینان،ترکانی بودند که به سبب سکونت در کوهستانهای شرق ایران(غور،غرجه) با صفت خلج،یعنی غرجه‌ای و کوه‌نشین خوانده شدند،چنانکه پس از مهاجرت این دسته از ترکان به هند و مرکز ایران،اقوام آریایی نژاد پشتون در مساکن آنان اقامت گزیدند و افغانهای قلجایی(کوه‌نشین) نام گرفتند. شهر تفرش امروزی که از به هم پیوستن تعدادی روستای کهنسال پدید آمده‌است،محله‌ای دارد به نام "خَلَچان" که در اصل،روستایی بوده و ساکنانش،ترک نیستند.خلچان خواندن این روستا ناشی از کوهستانی بودن محل است و خلچان،ترکیبی است از خلج به معنی کوهستانی، و الف و نون نسبت. روستای گرکان در فراهان نیز همین حال دارد و البته گرکان امروزه به آشتیان تعلق یافته‌است. سرزمین عظیمی هست که روزگاری فراهان خوانده می‌شد و امروزه اغلب بخشهایش تجزیه شده و میان اراک و تفرش و آشتیان تقسیم شده‌است. این ناحیه چون کوهستانی بوده،در کُل،گَرَکان خوانده می‌شده و کرسی آن نیز روستای گرکان بوده است.امروزه روستای گرکان به آشتیان داده شده و کل ناحیه نیز دیر زمانی است که دچار تبدیل حروف شده و از گرکان به فراهان تغییر صورت یافته‌است.امروزه مرکز فراهان،شهر فرمهین است و به ظنّ قوی می‌توانیم در جزء نخست نام فرمهین،ریشۀ اوستایی "گَر" به معنی کوه را بازیابیم. کتابنامه - بلعمي،تاريخ بلعمي(تكمله و ترجمه‌ي تاريخ طبري)،به‌تصحيح محمد تقي بهار،به‌كوشش محمد پروين گنابادي،كتابفروشي زوّار،تهران،1353ش. - بيروني،ابوريحان،آثارالباقيه،ترجمه‌ي اكبر داناسرشت،انتشارات ابن سينا، تهران،

[ جمعه چهارم مهر 1393 ] [ 17:27 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

سفرنامه ولاشجرد
معرفی ولاشجرد                                           نویسنده: ابراهیم گودرزی فراهانی

روستای ولاشجرد در حد فاصل 35 کیلومتری شمال اراک و 10 کیلو متری جنوب فرمهین قرار دارد . ارتفاع این روستا از سطح دریا 18۷۵ متر و در منطقه نیمه بیا بانی  با متوسط بارش 250 میلیمتر در سال و در شمال شرقی کویر میغان است .

تعداد 30 خانوار به صورت دایم و 20 خانوار به صورت مها جر در این روستا زندگی می کنند . و جمعیت این روستا بالغ بر 120 نفر می شود . از تعداد 30 خا نوار ساکن 17 خا نوار تحت پوشش کمیته امداد می باشند و تعداد 5 خانوار به کار قالی بافی اشتغال دارند .

همسا یه های این روستا عبارتند از : در شمال حسین آباد و نجف آ باد ، در شمال غربی حلت آباد ،در شرق حاتم آباد ،در غرب نظام آباد ،و در جنوب شر قی مصلح آباد.

امکا نات روستا :

دارای آّ ب، برق ، تلفن

زمین های زیر کشت:

کشت دیم 500 هکتار و آبی 240 هکتار است

محصولات عمده این روستا :

گندم، جو و  سیب زمینی است و انگور بادام و زرد آلو محصولات باغی این روستا است

تعداد دام :

گاو شیری 10 راس و گوسفند 400 راس

آب و آبادانی :

عمده آب این روستا توسط قنات ولاشجرد زمین های کشاورزیو آبی کاری را تامین می کند . این روستا دارای چاه عمیق و نیمه عمیق نیست .

خانواده های بومی عبارتند از: ولاشجردی ،سلطانی ،آزموده و فراهانی

مدل خا نه های روستا :

خا نه ها بیشتر به صورت خشت و گلی است ولی در دو سال 1389 و 90  تعداد 15 مجوز بنای جدید با وام 10 ملیونی موافقت شده که 10 بنای آن تا تیر ماه 1390 آماده بهره برداری شده است.

امام زاده علی از فرزندان امام موسی کا ظم (ع) در این روستا مد فون است و تپه همجوار این امامزاده  و حمام قدیمی از آثار باستانی این روستاست .

ملکیت این روستا :این روستا وقفی  قایم مقام بوده که در سال 1319 فوت کرده و هم اکنون فرزند وی دکتر محمد حسین قایم مقام  وکیل پا یه یک داد گستری در شهر تهران ساکن است

 تاریخچه روستا :

روستای ولاشجرد جزء روستا های  باستانی فراهان است و حد اقل  متجا وز از 1600 سال قبل تاسیس و ایجاد شده است در مورد تاسیس این روستا دو احتمال و جود دارد اولین احتمال این است که این روستا در زمان بلاش پادشاه اشکانی بوجود امده باشد و دو مین احتمال این است که در زمان بلاش پسریا برادر  فیروز سا سا نی تاسیس شده باشد که احتمال دوم برا ساس تاریخ قم معتبر تر است1 . در این کتاب آمده است که: ابن مقفع گوید که این دیه را بلاش بن فیروز(بلاش ساسانی ) بناکرده است.

  بلاش یا ولاش یا ولاخش پادشاه ساسانی ایران در میان سالهای ۴۸۴ تا ۴۸۸ (میلادی) بود. وی پس از برادرش پیروز که در جنگ با هیاطله کشته شده بود، به شاهی رسید.

در برخی از منا بع وی


ادامه مطلب

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 21:6 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای دستجان (دسگان)

معرفی روستای دستجان (دسگان)

این روستا در فاصله 25 کیلومتری شمال فر مهین و 70 کیلومتری اراک قرار دارد و با روستا های کودزر در جنوب و امیر آ باد در شمال و زنگارک و سقر جو قک در غرب و آ قا زیارت در شمال غربی همسایه است .

این روستا از روستا های بسیار باستانی و با قد مت بیش از 3000 سال می باشد . و در صفحه 119و 141 کتاب ارزشمند ، تاریخ قم تحت عنوان روستاق کوزدر (کودزر فعلی ) از آن نام برده شده است –لازم بذکر است که منطقه فراهان امروزی ،بخش خنجین  تا کسراسف ودر جنوب تا حدود ساروق ودر غرب تا حدود خمان و در شرق تا فرمهین و دلفیه ( ذلف آ باد ) جزء رستاق کوزدر  بوده و فراهان نیز در محدوده جنوب کوژدر و محدو ه شمال اراک و خود اراک را شامل میشده و در جنوب شر قی کوژ در  نیز رستاق دور آ خر(مشک آباد ) قرار داشته است که امروزه جزء اراک است . –

گویش مردم :

لهجه ترکی بوده است که امروزه به دلیل رسانه های جمعی و مهمتر از همه تلویز یون  تکلم جوانان ، نو جوانان و کودکان  به فارسی تغییر یافته است .

جمعیت روستا:

حدود 3000نفر که بعد از تلخاب پر جمعیت ترین روستای منطقه است در این روستا 350 نفر زن با  سواد و 392 نفر مرد با سواد در سر شماری  سال 1375 گزارش شده است

ارتفاع از سطح دریا :حدود1870 متر

امکانات روستا :

این روستا دارای برق ، آب لوله کشی ،شعبه نفت، نانوایی لواشی، کارگاه چوب بری ، صندوق پستی ایستگاه باران سنجی، 2باب آسیا، عسالخانه، حمام ، آسفالت خیا بانهای روستا  ،7 باب مغازه بقالی، 2باب آهنگری ،2باب تعمیر گاه  موتور سازی ، ایستگاه هوا شناسی و باران سنجی،  3 سد خاکی ، 2 مسجد، یک باب حسینیه و امامزاده ای بنام امام زاده عبدا... است.

میزان درآمد مردم روستا:حد اکثر در آ مد مردم:4000/000تومان و حد اقل 400هزار تومان در سال – آمار مربوط به سال 1380 می باشد .

فضای آ موزشی :

ابتدایی 2باب ، راهنمایی 2 باب و شبا نه روزی پسرانه 1باب  

محصولات کشاورزی:

 عمده محصولات کشا ورزی مر بوط به گندم و جو،  لو بیا، چغندر ،هندوانه، خر بزه، یونجه و سفی جات می باشد

محصولات باغی :

عبارتند :از سیب، زرد آ لو ،هلو و بادام  

آمار دام :گوسفند 3000راس ،گاو 400راس شیری و 500راس پرواری

تعداد موتور آب:

 30 حلقه چاه

قنوات :آب کوچک و آب بزرگ که خوشبختا نه هنوز هم دایر است.

خا نواده های بو می :

اکبری ( شیرین آبادی ها)میرزا خانی (قرا گوزلو ها ) فرجی ها (افرادی متدین و مومن اند )

 

نام روستا :

دسگان است ودر زمان نامگذاری های جدید به غلط به آن دستجان اطلاق شده است زیرا این نامگذاری ها تو سط شیخ اسماعیل مشهدی محضر دار در اداره ثبت اراک در زمان محمد رضا پهلوی انجام شد که اصلا "سواد تاریخی و زبان شناسی نداشت ،نا مگذاری شده .  از مرحوم پدرم ما شا ا.. خان شنیدم که


ادامه مطلب

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 21:3 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

جاده شاهی یا راه شاهی در منطقه
 

براساس آخرین مطالعات و پژوهشهای میدانی درمنطقه کوزدر وفراهان مهمترین مرکز ارتباطی و مواصلاتی در دوره هخامنشیان قرار داشت که معروف به را ه شاهی یا جاده شاهی بود.

جاده شاهی که در منطقه کوزدر به شاه جَعده معروف است و روستای چاباردر ۱۰ کیلومتری غرب روستای کودزرقرار دارد کهاین روستا همان چاپار خانه (محل استراحت پیکهای هخامنشی ) که از جاده مذکور رفت و آمد می کردند. محلی برای استراحت اسبان و پیکهای اطلاع رسان داریوش بودند از مشخص ترین دلایل اهمیت منطقه در این زمان است این جاده که قسمتی از تخت جمشید تا شوش و از آنجا تا اکباتان (همدان) و از آنجا تا سارد پایتخت لیدیه ادامه داشت بخشی از راه شاهی ازکنار روستا های، ساروق، تبرته، کودزر چاپاروخمان امتداد می یافت و به اکباتان متصل می شده است.

داریوش این جاده را برای حفظ ارتباط بین مراکز مختلف شاهنشاهی و پایتخت های آنها ادامه می یافت و اهمیت آن چندان بود که مدت مدیدی در شاهنشاهی مزبور پایدار ماند و امروزه نیز در روستا های باستانی مذکور به اسم شاه جعده (جاده)معروف است . این جاده ها در درجه اول برای امور اداری بکار می رفت، بازرسی و مراقبت می شد، کاروانها از آن عبور می کردند مجادلات تجاری در قلمرو شاهنشاهی توسط آن انجام می شد این جاده 2683 کیلومتر امتداد داشت و از حدود خلیج فارس تا کنار دریای سیاه امتداد داشت و 111 ایستگاه یا منزل بود هر یک با اسبهای تازه نفس یدکی برای پیکهای شاهی مجهز بود و به قول مورخان قدیم کاروانها در طول 90 روز آن را طی می کردند ولی پیکهای تندرو داریوش آنرا در طول 1 هفته طی می کرد یکی از 111 ایستگاه آن به احتمال قریب به یقین در چاپارخانه یا روستای چابار شمال غربی کودزر و بخش کوزدر قدیم بوده است که همدان را به لرستان و بیستون در کرمانشاه متصل می کرد و بعضی از قسمتهای این جاده سنگ فرش بوده اهمیت شاه جعده فراهان (جاده شاهی) از این بابت بوده است که همدان پایتخت تابستانی داریوش بوده و این جاده بیشتر در فصل تابستان فعال بوده است[1]

این جاده در فراهان امروز از همدان به کمیجان و میلاجرد و از آنجا به خمارباقی و روستای چابار حدود کوههای لرّه و مرکز دشت های غربی کودزر و غرب تبرته به ساروق و از آنجا به حدود جیریا و دیزآباد به بخش شرراه وارد می شد و از طریق لرستان به بیستون و کرمانشاه و شهر شوش متصل می شده است که مدت ها کار تجاری در منطقه را انجام می داده است گر چه در زمان داریوش کبیر و دوره هخامنشیان نقش سیاسی اداری را داشته است و وظیفه بازرسان و جاسوسان داریوش که کنترل شهربانها را در غرب و شمال و مرکز ایران به عهده داشتند. اخبار را به داریوش می رساندند .

نوشته  : ابراهیم گودرزی فراهانی


[1]- ایران از آغاز تا پایان / . کیرشمن ترجمه محمد معین انتشارات علمی خرهنگی چاپ دهم سال 1372 ص 156

[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 21:1 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

مقایسه انسانها با یکدیگر

مقایسه انسانها با یکدیگر

انسان های بزرگ در باره عقاید  سخن می گویند
انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند
انسان های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند

انسان های بزرگ درد دیگران را دارند

انسان های متوسط درد خودشان را دارند

انسان های كوچك بی دردند

انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند
انسان های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران

می بینند

انسان های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند

انسان های متوسط به دنبال كسب دانش هستند
انسان های كوچك به دنبال كسب سواد هستند


انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد
انسان های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها
 را می دانند

انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند
انسان های كوچك مسئله ندارند

انسان های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند
انسان های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن
 ترجیح می دهند
انسان های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت
 سكوت را از خود می گیرند

به نقل از سايت بند امير

[ پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393 ] [ 20:54 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای اشقل
معرفی روستای اشقل

اشغل در ۱۰کیلومتریشمال غربی  فرمهین قرار دارد. اشغردر معنای لغوی مادیان زرد موی (سمند) است و اهالی معتقدند محلی است که پیاز موش در آنجا در میآید گفته میشود نادر شاه افشار در این روستا مقر داشته است در ضمن مغولان نیز که

در منطقه فراهان ساکن شدند به علت این که فراهان از لحاظ چمنزار شبیه استپ ها و چمنزار های مغولستان بود در روستا های اشغل مخلص آبادو کودزر و دستجان به علت همین چمنزار ها ساکن شدند . اشغل را به علت کلمه کوشک(قصر) شاه نشین هم مینامند ولی مشخصا"ازروستا های قدیم فراهان محسوب نمی شود زیرا در تاریخ قم نامی از آن برده نشده است.و روستای جدید التاسیسی است که قدمت کمتر از ۷۰۰ سال دارد.اصلیت مردم ازمشهد زلف آباد و پاشاییها از خرم آباد وعده ای از جیریا و اسلاندوز روسیه به اینجا مهاجرت کرده اندو ۵۲ خانوار در سال ۱۳۸۱ در این روستا ساکن بودند.تعداد دامها ی روستا ۵۰ تا کاو شیری و ۱۷۰۰ گوسفند.

این روستا بر پایه اقتصاد کشاورزی بنا شده است ومردمی زحمت کش و فعال داردجوانانی تحصیلکرده و جویای نام مسا حت این روستای زیبا در حدود ۵هکتار زیر بنا می باشدکه اغلب وردم ان از طریق کشاورزی و دامپروری ویا کاشت موتور آب های روستا های همجوار روزگار میگذرانند.کمترین در آمد سرانه حدودا"۰۰۰/۲۰۰هزار تومان در سال ۱۳۸۰و حدود ۸۰درصد جمعیت مهاجر اند.

مساحت :چمنزارها ۵۰ هکتار -کشت دیم ۲۵۰۰هکتار -آبی ۱۰۰۰هکتار

امکانات رفاهی روستا :دارای آب لوله کشی-برق- تلفن-آسیاب ۱باب -۳۰تاتراکتور-نانوایی-جاده اسفالته -و ۱۱تا موتور آب عمیق.

امکانات آموزشی:ا باب مدرسه و امکانات بهداشتی و درمانگاه ندارند.

محصولات کشاورزی :کندم -جو-لوبیا- عدس-یونجه -سیب زمینی-

با غات:کوشک پاشا خان وباغهای کوشک -۱۵۰ هکتار محصولات باغی:بادام -زرد الو-انجیر گلابی-به عناب-هلو-

بنا های قدیمی :تپه های کوشک-تپه گبری -تپه قرق -تپه لانه روباه -اویشن زار (اوشن زار)تپه و کوشک میر حسن و میر حسین -خلندر -دره تیمور کوه قوزی -

کوهها وتپه ها :دره گرگی یکه چاه

چشمه ها :شیخا-عباسعلی-قرق---          قنوات:کوشک پاشا خان - آب پایین- میر حسن -میر حسین -خلندر -عباسعلی

خانواده ها ی اصیل:حاج شهباز وحاج صفر

نوشته شد توسط :ابراهیم گودرزی فراهانی

[ شنبه نهم مرداد 1389 ] [ 16:18 ] [ شورای نویسندگان ]

[ آرشیو نظرات ]

سفر نا مه اشغل
اشغل در ۱۰کیلومتریشمال غربی  فرمهین قرار دارد. اشغردر معنای لغوی مادیان زرد موی (سمند) است و اهالی معتقدند محلی است که پیاز موش در آنجا در میآید گفته میشود نادر شاه افشار در این روستا مقر داشته است در ضمن مغولان نیز که

در منطقه فراهان ساکن شدند به علت این که فراهان از لحاظ چمنزار شبیه استپ ها و چمنزار های مغولستان بود در روستا های اشغل مخلص آبادو کودزر و دستجان به علت همین چمنزار ها ساکن شدند . اشغل را به علت کلمه کوشک(قصر) شاه نشین هم مینامند ولی مشخصا"ازروستا های قدیم فراهان محسوب نمی شود زیرا در تاریخ قم نامی از آن برده نشده است.و روستای جدید التاسیسی است که قدمت کمتر از ۷۰۰ سال دارد.اصلیت مردم ازمشهد زلف آباد و پاشاییها از خرم آباد وعده ای از جیریا و اسلاندوز روسیه به اینجا مهاجرت کرده اندو ۵۲ خانوار در سال ۱۳۸۱ در این روستا ساکن بودند.تعداد دامها ی روستا ۵۰ تا کاو شیری و ۱۷۰۰ گوسفند.

این روستا بر پایه اقتصاد کشاورزی بنا شده است ومردمی زحمت کش و فعال داردجوانانی تحصیلکرده و جویای نام مسا حت این روستای زیبا در حدود ۵هکتار زیر بنا می باشدکه اغلب وردم ان از طریق کشاورزی و دامپروری ویا کاشت موتور آب های روستا های همجوار روزگار میگذرانند.کمترین در آمد سرانه حدودا"۰۰۰/۲۰۰هزار تومان در سال ۱۳۸۰و حدود ۸۰درصد جمعیت مهاجر اند.

مساحت :چمنزارها ۵۰ هکتار -کشت دیم ۲۵۰۰هکتار -آبی ۱۰۰۰هکتار

امکانات رفاهی روستا :دارای آب لوله کشی-برق- تلفن-آسیاب ۱باب -۳۰تاتراکتور-نانوایی-جاده اسفالته -و ۱۱تا موتور آب عمیق.

امکانات آموزشی:ا باب مدرسه و امکانات بهداشتی و درمانگاه ندارند.

محصولات کشاورزی :کندم -جو-لوبیا- عدس-یونجه -سیب زمینی-

با غات:کوشک پاشا خان وباغهای کوشک -۱۵۰ هکتار محصولات باغی:بادام -زرد الو-انجیر گلابی-به عناب-هلو-

بنا های قدیمی :تپه های کوشک-تپه گبری -تپه قرق -تپه لانه روباه -اویشن زار (اوشن زار)تپه و کوشک میر حسن و میر حسین -خلندر -دره تیمور کوه قوزی -

کوهها وتپه ها :دره گرگی یکه چاه

چشمه ها :شیخا-عباسعلی-قرق---          قنوات:کوشک پاشا خان - آب پایین- میر حسن -میر حسین -خلندر -عباسعلی

خانواده ها ی اصیل:حاج شهباز وحاج صفر

نوشته شد توسط :ابراهیم گودرزی فراهانی

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 21:24 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای مخلص اباد
معرفی روستای مخلص اباد
مخلص اباد در 15کیلو متری فرمهین و ۵۵کیلومتری اراک قرار دارد.بیستر مردم روستا به کار کشاورزی و دامداری مشغول هستندو از این روستا درکتاب  تاریخ قم هیچ نامی برده نشده است وبنظر میرسد که روستای نو سازی باشد و تاریخ تاسیس این روستا به حدود ۴۰۰سال قبل میرسد .

ولی آثاری از سفالهای دوره پارتی در این روستا مشاهده شده است.اولین نامی که بنده در کتا بهای تاریخی دیدم مربوط به سفر نامه جهانگیرخان و مربوط به زمان ناصر الدین شاه می باشد که برای بردن خشت های طلایی به سامرا و حرم امامین عسگریین (ع)بود در آنجا فقط قید شده است که روستا دارای ۲۰ خانوار گزارش شدهاست .

جمعیت ۴۲۷نفر و تعداد افراد با سواد ۱۲۸ نفر مرد و ۸۹نفر زن

امکانات رفاهی روستا :

مدرسه ابتدایی- مسجد -حسینیه و در مانگاه هرکدام۱ باب .

آسیاب -فروشکاه تعاونی -مغازه بقالی هر کدام ۱باب

خانواده های اصیل :کد خدایی- شاه محمدی -ذوالفقاری

بعضی ازضرب المثل ها:

بهشت به سرزنش نمی ارزه

خانه شاه را که دیدی نباید خانه خودت را خراب کنی.

کسی که نداره ببخشه چی داره که برقصه.

خرت که میگذره از پل میزنی چهچه بلبل.

یه گئو ترو یه گئوستان را ترو میکنه.

نه خود خوری نه کس دهی کنده کنی به سگ دهی.

معرفت خر یا گوزه یا لگد.

بعضی از اعتقادات و باورها :

دعوای گربه و زدن قیچی به هم = دعوا شدن

خواندن ولانه جغد در هر خانه ای=ویرانی

بانگ خروس در استانه در = خوش یمن است

کبوتر نشانه روزی و آمد

اگر چشم کسی به رنگین کمان بیفتد خوش یمن است .

زوزه سگ =نشانه مرگ یکی از اعضای خانواده

نوشته شدتوسط :ابراهیم گودرزی فراهانی

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 21:22 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی روستای ایر
 روستای ایر

روستای ایر از روستاهای باستانی منطقه فراهان است ودر باره تاسیس این روستا اطلا عات دقیقی در دست نیست ولی در کتب تاریخی شهری بنام ایر در جنوب بین النهرین(کشورعراق) یکی از پایتخت های سومریان بوده است وجه تسمیه این اسم بدرستی مشخص نیست و هم نام شهر ایر می باشد و طبیعتا"این نام حکایت از قدمت و دیرینگی این روستا است .امانامی از این روستا در تاریخ قم وجود ندارد ولی روستای رکین  تحت رستاق ۴۴ گانه کوزدر در این کتان مذکور است که در فاصله کمی از این روستا قرار دارد .روستای ایر  در حوالی روستاهای تلخاب چاقر و ارتگل  قرار دارد .و با مرکز فراهان در حدود 30 کیلومتر فاصله دارد و روستای مرزی فراهان محسوب می شود . این روستا در جنوب  منطقه رود بار تفرش واقع شده است این روستادارای اب و هوای کوهستانی است ارتفاع اش حدود 1800 متر از سطح دریاست.

جمعیت این روستا در سال 1375 -112نفر بوده که از این تعداد نسبت جمعیتی 50%مرد و 50%زن بوده است یعنی 56نفر مرد و 56 نفر زن را شامل میشده است .محصولات این روستا گندم و جو است که به شیوه سنتی کاشته می شود .  

این روستا دارای آب لوله کشی و برق  می باشد مشکل عمده این روستا کم ابی است

دارای دو رشته قنات بنام های ینگه کریز و کهنه کریز میباشد .و دارای 4چشمه به اسامی خانزاد ،ارمغان ،جین دره و قند قلعه است

تعداد دام:300راس گو سفند  و 50 راس گاو شیری است در این روستا به علت کوهستانی بودن درخت ردو خوب به عمل می اید . 

خانواده های اصلی :عبارتند از چاقری و امیری

نوشته :ابراهیم گودرزی فراهانی۳/۴/۱۳۹۰

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 21:18 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

دعاو نیایش ها در فراهان قدیم
دعاو نیایش ها  در فراهان قدیم

اول کار ها بنام خدا

پس مبارک بود چو فر هما

--------------------------------------------------------------------------

دعا و نیایش ضرورت همیشگی بشر و جهان امروز است .نیازی که برای اوج گرفتن انسان لازم و ضروری است این ضرورت در گذشته ها هم احساس می شد وبه صورت بارز تری  وجود داشت. ادعیه هایی که در ذیل می آ ید حاصل بررسی های ما در روستای کودزر فراهان می باشد و بطور مشا هده میدانی در این روستا بررسی شده است ولی ما نمی توانیم آن را بطور قطع و یقین به این روستا نسبت بد هیم به هر تقدیر ارتبا طات در گذشته هم و جود داشته است و با ید سایر منا طق هم بررسی گردد .در صاحبه هایی که با اهالی صورت گرفت این اشعار به مر حوم سید حسین حسینی در سید محمد حسینی نسبت می دهند  .  بررسی ها و مشا هدات بنده از این ادعیه  مرا به این نتایج رهنمون کرده است :

۱- این دعا ها  به زبان فارسی ، بوده است تا قابل فهم برای مخا طب باشد  

۲-ساده و قابل فهم برای عموم مردم بوده است و کارایی و تاثیر با لایی در جامعه روستایی  داشته است  

۳-این دعا ها بعد از نماز و بخصوص نماز شب خوانده می شد .

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

الهی به عز ات تو خوارم مکن

به جرم گنه شرمسارم مکن

اگر شرمسارم به نزد تو بس

دگر شرمسارم مکن نزد کس

--------------------------------- 

ای دل تو چرا از این جهان بی خبری

روزان و شبان در طلب سیم و زری

سر مایه تو از این جهان یک کفن است

آیا که تو آنهم ببری یا نبری

--------------------------------------

مهیمنا به نبی و علی و هردو پسر

 به عابدین و به باقر امام دین رهبر

 به موسی به رضا و تقی و هم به نقی

به عسگری و به مهدی امام دین رهبر .

ببخش جرم گنا هان شیعیان یکسر

 زنان به فاطمه مردان به ساقی کوثر .

نویسنده : ابراهیم گودرزی فراهانی /۸/ ۲/۱۳۹۰


ادامه مطلب

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 21:16 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

روحانی:تحت نام دور زدن تحریم‌ها، نفت را دادند به عده‌ای و بردند و خوردند و ملت ایران را دور زدند"،


روحانی با انتقاد شدید از سوءمدیریت‌های فراوان در سال‌های قبل، گفت: می‌گویند "چه دارد آن کسی که عقل ندارد و چه ندارد آن کسی که عقل دارد؟" با بی‌عقلی‌ها کاری کردند که آنها بیایند و نفت ما را تحریم کنند. اقتصاد مقاومتی برای این است که هیچ ابرقدرتی هوس تحریم به سرش نزند و این کار شدنی است.

 

وی با بیان اینکه "تحت نام دور زدن تحریم‌ها، نفت را دادند به عده‌ای و بردند و خوردند و ملت ایران را دور زدند"، افزود: بازی‌هایی که برخی این روزها درمی‌آورند برای پوشاندن این رسوایی‌ها است. ما قصد دعوا با کسی نداریم ولی مردم باید بدانند در سال‌های گذشته چه بر سر آنها گذشته است.

----------------------------------------------------------------------------------------

 فراهان انلاین:ایکاش یکبار گفته شود که چرا نخبه ها و کار افرینانی مثل شهرام جزایری و بابک زنجانی چرا این مسیرها را طی می کنند ؟شهرام جزایری از زمانی که کارشناس و مشاور اقتصادی مجلس شد  خرابکاری کردو قبل از آن اینطور نبود. چرا یک تحقیق علمی در باره نخبگان این کشور انجام نگرفته است تا حقیقت برملا شود ؟ ایکاش جرات داشتیم و صورت مسئله ها را پاک نمی کردیم. اگر ما به هر کدام از این افراد جهت دهی درستی می دادیم شاید بیل گیتس هایی را داشتیم که با 30000 کارمند در امدی معادل فروش نفت ایران داردو امروز در گوشه زندان و یا دزدگی در بیرون زندان گز نمی کردند ما باید از نخبه ها و کار افرینان حمایت کنیم . مگر در دنیا چند تا بیل گیتس متولد می شود . شاید همین جزایری می توانست اقتصاد ایران را نجات دهد .ایکاش این حقایق به مغزمان خطور کند

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 23:12 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تا بستان فصل کاره

بنام خداي مهربان

 برآنچه گذشت، آنچه شكست، آنچه ريخت ...؟حسرت نخور ،زندگي اگر آسان بود با گريه آغاز نمي شد، (دكتر شريعتي )

سلام به همه دوستان و هم ولايتي هاي عزيز و دوست داشتني،با اينكه گذرعمر در كوچه هاي آبادي من احساس مي شود.ولي هنوز دست مهرباني و كارو تلاش ادامه دارد.هم ولايتي ها با كمك هاي بي دريغ ، باني خير وخريد سنوات عمر مي شوند. تشكر مي كنم از همه دوستان كه در اين كار سرخير شدند. دهياري، شوراي اسلامي روستا و اهالي و خيرين  كه دست بدست هم داده و نهاري خوري و مسجد را رنگ آميزي كردند.  خانه خدا را در ماه مبارك رمضان مزين كردند. نقاشي كوچه هاي آبادي با تصاوير مختلف و زيبا كه كار پسنده اي ديگري است كه اتفاق افتاده. و تكميل كردن نهاري خوري طبقه فوقاني آن نيزدر حال احداث است .خدا خير و سلامتي دهدبه همه شما ها كه براي عمران اين روستا زحمت مي كشيد. وخدا رحمت كند همه آنهايي كه براي ساخت اين آبادي زحمت كشدند و اينك نيستند.

البته  تكميل كردن برق ،روشنايي، ماسه ريزي، وصاف كردن قبرستان آبادي و اطراف آن ،ماسه ريزي كوچه هاي آبادي،تابلو هاي كوچه ها از ديگر زحمات دوستان در شوراي اسلامي و دهياري و اهالي مي باشد. كه بايد قدر شناسي كرد از اين همه لطف و مهرباني كه قابل ستايش نيز مي باشد؟ 

يادم باشد فردا صبح جورديگر باشم ،بدنگويم به هوا و زمين ، شكرگزار و مهربان باشم با مردم اين آبادي و فراموش كنم هرچه گذشت ،دل بتكانم از غم و به دستمالي از جنس گذشت بزدايم ديگر تاركدورت از دل؟ مشت را باز كنم ،تاكه دستي گرددوبه لبخندي خوش ،دست در دست زمان بگذارم.


ادامه مطلب

[ شنبه چهاردهم تیر 1393 ] [ 11:5 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

حلول ماه رمضان کریم مبارک
 
برخيز كه بار عام بهر همگان آمد     هنگام وصال دوست ماه رمضان آمد
 

۱- استقبال

پس از جشن بزرگ نیمه شعبان فراهان رفته رفته خود را برای استقبال از ماه مبارک رمضان آماده می کنند. و بستگی به فصلی که ماه رمضان در آن قرار می گیرد این آماده شدن تغییر می کند.

مثلا"اگر ماه رمضان در فصل خنک سال باشد معمولا" یک گوسفند چاق که بهمین منظور پروار شده است و به آن کُشتی می گویند ذبح می کنند و گوشت آن را به مصرف سحری و افطاری می رسانند.

در قدیم با نزدیک شدن ماه رمضان مادرها برای این ایام نان نازک تُنُک می پختند تا مجبور نباشند با زبان روزه در کنار تنور داغ نان بپزند. و گروهی نیز با پختن فتیر محلی با استفاده از شیره ی انگور به استقبال این ماه می رفتند.

کشاورزان نیز برنامه کاری خود را طوری تنظیم می کردند که بعد از سحری به سر كاربروند و قبل از گرم شدن هوا بتوانند به خانه باز گردند.

[ شنبه هفتم تیر 1393 ] [ 16:45 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

جشن اول تابستان در فراهان و یادی از شهدای شورش ذلف اباد
جشن اول تابستان در فراهان و یادی از شهدای شورش ذلف اباد

با عرض تبریک جشن اول تابستان برای مردم خوب و سختکوش فراهان و با این امید که خداوندگار بزرگ به زمین و آب خاک این منطقه ُمیشه سر افراز برکت بدهد و امسال به فضل الهی سال پرخیرو برکتی برای مردم ایران و فراهان باشد وکشور ما را به فضل بی پا یانش بنوازد و برما رحمت و برکت بفرستد . امین یا رب العالمین . جشن تیر گان جشن آرش کمانگیر است که در ۱۳تیر ماه برگزار میشد . اما در منطقه فراهان ۱۲ روز زودتر بر گزار می شود و علت هم دارد .زیرا در این روز چهلم شهدای قیام ذلف اباد برگزار میشد انانی که آرش وار و تنها برسپاه و اقتدار قاجاریه شوریدند و جا ودانه شدند جان خود را بر تیری نهادند تا در تاریخ معاصر ایران ثبت شود که ایرانیان به تبعیت از سلف خود تن به ذلت نخواهند داد . براستی که شهدای مظلوم ذلف اباد بر تارک تاریخ ما می درخشند . اگر چه جلاد ها پیام این بزرگان را هم خفه کردند .آنان ستار گانی بودند که در سال ۱۲۱۸-۱۲۲۵بمدت ۷ سال بر علیه قا جاریه جنگیدند . در نا مه ای که سعدی افشار به قائم مقام بزرگ می نویسد براین نکته تاکید می نما ید که شماهم دست مزد خود را خواهید گرفت و همین طور هم میشود و میرزا عیسی قائم مقام هم در مدت کوتاهی بدست قا جاریه کشته می شود .این بزرگوار هم که از قیام مردم فراهان حمایت نمی کند و در نهایت هم سر نوشت غم انگیزی دارد . شعری بدین مضمون از وی است به حیرتم که خدا راضی و عمل مقبول محمد و علی و اهل بیت نا راضی که اشاره به قسم خوردن محمد شاه در حرم حضرت امام رضا (ع)مبنی بر اینکه او قائم مقام را نخواهد کشت ولی در نهایت او را خفه می کند .سعدی هم در نامه خود به قائم مقام از پیمان شکنی قا جاریه می گوید و به او هشدارمی دهد .یپمانی که با کریم خان بستند ولی به آن عمل نکردند . تکرار تاریخ هم همین است روزی آرش با تر کان و سپاه افراسیاب در گیر می شود و روزی هم اهالی فراهان بر ترکان مغول (قا جاریه ) می شورند . بهر تقدیر تاریخ باید در باره گذشتگان قضا وت کند . ولی باز هم باید به چکا مه سیا وش کسرایی باز گشت که به زیبایی داستان آرش را بیان کرده است آری آری گفته بودم زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پا بر جاست گر بیفروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست. یاد و خاطره شهدای ذلف آباد را گرامی میداریم و به روح پا کشان درود می فرستیم

نوشته : ابراهیم گودرزی فراهانی ۳۱ خرداد۹۳ ۱۳

[ شنبه سی و یکم خرداد 1393 ] [ 20:12 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

جشن آبریزگان، علل پیدایش
جشن آبریزگان، علل پیدایش

 برابر با روایت ابوریحان بیرونی، منشأ جشن مربوط است به زمان جمشید. در این زمان عدد جانوران و آدمی ‌آنقدر زیاد شد که دیگر جایی باقی نماند. خداوند زمین را سه برابر فراخ تر گردانید و فرمود مردم غسل کنند تا از گناهان پاک شوند، و از آن گاه جشن آبریزگان به یادگار ماند. ابوریحان در ضمن شرحی که راجع به جشن تیرگان آورده، آن را نیز مربوط به کی خسرو کرده است که در ساوه بر کوهی بالا رفت. کنار چشمه ای خواست برآساید که فرشته ای به وی نمودار گشت. کی خسرو از هوش برفت. بیژن پسر گودرز سر رسید و از آب چشمه به چهره شاه پاشید تا هوش آید. و از آن زمان رسم اغتسال و شست و شو و آب پاشیدن به هم یادگار ماند. جشن آبریزگان _ آبریزان، آب پاشان، نوروز طبری، جشن سرشوری، آفریجکان و عیدالاغتسال، در مآخذ دیگر چندان قدیم نیست و به عهده ساسانیان مربوط می‌شود، هر چند چنان که خواهد آمد بدان رنگ و رسم تازی نیز داده اند که چیز تازه ای نیست؛ ابن فقیه همدانی، در اواخر سده سوم، آورده که: «در روزگاز شهریاری فیروز بن یزگرد بن بهرام ( 459_ 483 میلادی ) هفت سال مردم ایران باران ندیدند. آن گاه مردی در جوانق درگذشت. فیروز کسانی برای تحقیق حال آن مرد فرستاد. فرستادگان دیدندش که او را سه انبار گندم بوده است. این خبر را به فیروز دادند. فیروز آن کس را که این مژده آورده بود، چهار هزار درهم بداد و گفت: سپاس خداوند را که هفت سال مملکت مرا باران نداد و با این همه یک تن از گرسنگی نمرد. جوانق در آن روزگار از ماهات بود و ملک مردمی‌ بود با خطر و شأن. لیکن آنان از فیروز خواستند تا آن را به اصفهان بپیوندد و فیروز بپیوست. پس از آن به آبان روز (روز دهم) از فروردین ماه باران آمد و مردم از این شادمانی که پس از روزگاری دراز باران بیاید بر یکدیگر آب پاشیدند. این کار تا امروز چون آیینی در ماه و همدان و اصفهان و دینِوَر و آن اطراف بر جای مانده است.» چنانکه گذشت، ابن فقیه تاریخ این جشن را دهم فروردین ماه ضبط کرده است. همه روایات درباره این جشن، حاکی از تقدس آب و اهمیت ویژه آن و لزوم بارش باران به هنگام و آیین‌ها و مراسم آن بوده است. یکی از رسوم مهم نوروزی، مطابق اقوال و روایات قدیم آوردن آب از مظهر قنات‌ها و چشمه‌ها و آسیاها بوده است. اشاره به رسم دزدیدن آب که رسم جادوی تقلیدی جهت ازدیاد آب و بارش باران یا باران سازی را در بر دارد. گونه ای دیگر از این روایت که شکل اسلامی‌پیدا کرده، حاکی از وجه تسمیه و علت پیدایی جشن آبریزان است: «نویسندگان مسلمان به اهمیت و شگون این سنت نوروزی پی برده بودند و درباره آن چنین روایت کرده‌اند. و مُعَلّی بن ِ خُنَیس روایت کرده که صبح روز نوروز به خدمت شریف ابی عبدالله صلوات الله علیه سرافرازی یافتم. فرمود آیا شرف این روز را می‌دانی؟ گفتم پدر و مادرم فدای تو باد این قدر می‌دانم که عجم این روز را تعظیم می‌نماید و بر خویش مبارک شمارند. آن جناب فرمود که شرف این روز نه به همین است، بلکه به جهت امری است قدیمی، بلکه یکی از شرف‌های این روز آن است که در زمان گذشته در حوالی واسط طاعونی ظاهر شده، بعضی از مردم آن شهر از آن مکان بیرون رفتند و جمعی در شهر ماندند و مردند. سال دیگر خطاب الاهی بر ایشان نازل شد که: «موتوا» همه به یکبارگی نقد حیات را سپردند: حیث قال عزو الا الم تر الی الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم احیا هم ان الله لذو فضل علی الناس و لکن اکثر الناس لا یشکرون». و حیوانات که همراه ایشان بودند نیز از شر و قهر الاهی به آتش و فنا سوختند. جمعی اراده دفن آن‌ها کردند و از عهده دفن بیرون نیامدند. بنابراین دیواری بر گرد ایشان کشیدند. و مدتی بر این امر گذشت. روزی یکی از انبیا را که از خلفای موسا بودن گذر بر آن مقام افتاد. توده‌های استخوان دید و از حضرت واهب ارواح، اِحیای ِ ایشان را مسألت نمود. خطاب آمد که در فلان روز که روز نوروز بود آب بر استخوان‌های پوسیده ریز و از روی تضرع دعا کن تا از خانه به خانه قدرت خلعت حیات بر ایشان پوشانیم. آن نبی در آن روز که نوروز باشد به موجب وحی یزدان عمل کرد. همه زنده شدند و به این جهت آن روز را نوروز گفتند و پاشیدن آب در روز نوروز سنت شده و راز این عمل را غیر از ما که اهل بیتیم دیگری نمی‌داند. چنانکه اشاره شد، روایتی دیگر از این خبر را به نقل آوردیم. در کتاب زین الاخبار مراسم اغتسال و آب پاشان همه در جشن تیرگان آمده است که هنگام شرح آن جشن نقل خواهد شد. برای انگیزه و علت این جشن، وجوه مختلفی چنان که گذشت نقل شده است. به گواه بعضی، انگیزه این جشن بنابر اعتقاد و باوری بوده است که چنین مراسمی ‌موجب دور شدن شرور و فساد می‌شود. یا به اعتدال هوا و ترسالی (= جادوی تقلیدی ) می‌انجامد. بعضی را نیز بیان آن بوده که به این وسیله کثافات و ریمنی‌های زمستانی که به موجب دود و دم آتش زمستانی، بدن را آلوده کرده است پاک می‌گردد. در نُخبَة الدَّهر آمده است که: همه ایرانیان در عیدهای خویش به شب هنگام آتش می‌افروزند و سپیده دمان آب می‌پاشند و می‌پندارند که آتش افروزی عفونت‌هایی را که زمستان در هوا به جا گذاشته است از بین می‌برد و هم چنین مردم را از فرا رسیدن نوروز یادآوری می‌کند و از آمدن این عید آگاهی می‌دهد؛ و آب پاشی و ریختن آن برای پاکیزه گردانیدن تن‌ها از آلودگی دود آتش‌هاست، _ و نیز بدان جهت است که چون فیروز پسر یزگرد از کار خویش رهایی یافت، شهر رشورجی را که همان اصفهان قدیم است بنا نهاد و پس از آن هفت سال باران نبارید، آن گاه در این روز بارانی سخت درگرفت ومردم آب باران را به تن خویش می‌ریختند و پس از آن این کار هر سال بین مردم رسم گردید. میان مردم گیل و دیلم، هنوز در مناطق سواحل جنوبی دریای خزر، رسم آتش افروختن به عناوین گوناگون تعبیر می‌شود. از جمله: آتش افروزی بر روی گورها، مقارن با نوروز است. این شیوه‌ای است که در مناطق کوهستانی شمال گیلان، از جمله هنوز در طالقان دیده می‌شود. وقتی از آنان پرسیده شود که چرا بر فراز گورها، به ویژه در نخستین شبی که مرده را دفن کرده اید آتش می‌افروزید، می‌گویند این کار را برای دفع جانوران و حشرات موذی و ارواح شریر انجام می‌دهیم. این عقیده‌ای بسیار کهن در ایران است که در کتب پهلوی و منابع رسوم مذهبی زرتشتی ملاحظه می‌شود. و هنوز چون کسی فوت کند، زرتشتیان تا سه شب در محل وقوع مرگ یا سر گور، چراغ می‌افروزند و آتش نگاه می‌دارند. چنین مراسم و نقل‌هایی از آن، از وجوه مشترکی است که در منابع و مآخذ وجود دارد. اما گاه گاه ملاحظه می‌شود که در ضمن نقل‌هایی به مآخذی بر می‌خوریم که نا آشناست و یا دست رسی بدان‌ها نیست. و هم چنین اشاراتی می‌شود که هر چند کوچک و جزئی، اما به ندرت به آن اشارات برخورده ایم. در فرهنگ نظام زیر عنوان نوروز نقل است: نوروز، روز اول سال نو ایران که روز اول برج حَمَل است و اکنون که کبیسه گرفته می‌شود مطابق روز اول فروردین ماه است در شمال ایران _ و زرتشتیان که کبیسه نمی‌گیرند مطابق اول فروردین نیست. سیزده روز از اول حَمَل تا سیزدهم آن که ایام عید بزرگ ایرانیان است. چون هوای ایران دارای چهار فصل است و معتدل ترین و بهترین آن بهار است که بعد از سرمای سخت زمستان می‌آید. ایرانی‌ها از قدیم در ابتدای بهار عید بزرگ می‌گیرند که سیزده روز ادامه دارد و چون عید ملی است، علی رغم تغییرات مذهبی، هم چنان ماندگار بوده است و از قدیم در اطراف آن قصه‌هایی درست شده. ملا مظفر منجم در شرح بیست باب گوید، نوروز عامه اول فروردین ماه بود، و مصنف عبدالعلی بیرجندی از صاحب کشف‌الحقایق نقل کرده که گمان مجوس آن است که در این روز خدای تعالا عالم را آفرید ... جمشید که عرب او را متوشلخ گویند در جهان طواف می‌کرد، چون به آذربایجان رسید، در این روز بر تخت زرین نشست ... چون آفتاب از مشرق برآمد و بر تخت و تاج جمشید افتاد، شعاع روشن ظاهر شد. مردمان شادی کردند و گفتند امروز نوروز است که دو آفتاب برآمد یکی از مشرق و دیگری از مغرب و آن روز را جشنی بزرگ ساختند ... پس جمشید رسم‌های نیکو نهاد و گفت خدای تعالا شما را بیامرزد و فرمود تا همه غسل کردند به آب پاکیزه و حق سبحانه و تعالا را شکر کردند و فرمود تا هر سال چنین کنند.

گرددآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ www.seemorgh.com/culture منبع: کتاب جشنهای آب/ هاشم رضی

[ شنبه سی و یکم خرداد 1393 ] [ 20:8 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

تشريح فعاليت هاي راه و شهرسازي فراهان
تشريح فعاليت هاي راه و شهرسازي فراهان رئيس اداره راه و شهرسازي فراهان به تشريح اقدامات راهداري اين اداره پرداخت. به گزارش روابط عمومي اداره كل راه و شهرسازي استان مركزي، علي واشقاني گفت: در حال حاضر عمليات شن ريزي محور آقا زيارت به راستگردان به مقدار 300 مترمكعب در دست اقدام قرار دارد. وي ادامه داد: علاوه بر اين عمليات شن ريزي، پروژه شانه سازي محورآهنگران به آشتيان در كيلومتر7 نيز به مقدار400 متر مكعب در دستور كار اداره راه و شهرسازي فراهان قرارگرفته و عمليات آن در دست اجراست. واشقاني تصريح كرد: عمليات هاي فوق الذكر، با بهره گيري از ماشين آلات اين اداره به اجرا در آمده است

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 23:21 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

مصاحبه ابراهیم گودرزی فراهانی با مارگتینگ نیوز
زهرا جورابلو- کتاب «جامعه‌شناسی تبلیغات»، اثر ابراهیم گودرزی فراهانی و با همکاری دکتر صادق نبوی و سید احمد حسنی از سوی انتشارات ساکو به چاپ رسیده است. گفتگویی را با مؤلف این کتاب انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید: ابراهیم گودرزی فراهانی در ابتدا با اشاره به ویژگی متمایز کتاب "جامعه‌شناسی تبلیغات" گفت: « این کتاب تا حد زیادی بر اساس جامعه‌شناسی تنظیم شده است و به تاثیر تبلیغات در جامعه و گروه‌های اجتماعی، کودکان، تبلیغات در افکار عمومی، تبلغیات در خرید، آسیبهای اجتماعی تبلیغات، و تاثیر تبلیغات در فرهنگ می‌پردازد که چنین موضوعاتی تا پیش از این در هیچ کتابی آورده نشده بود.» وی گفت: «کتاب دیگری در همین زمینه در بازار وجود دارد که برای دانشگاه علمی کاربردی نوشته شده و بیشتر حول موضوع اصول و فنون تبلیغات می‌چرخد و در آن به گروه‌های اجتماعی و تاثیر آنها در تبلیغات پرداخته نشده است.» به گفته گودرزی فراهانی نگارش این کتاب حدود 5 سال زمان برده است. وی در این خصوص گفت: «جمع‌آوری مطلب و نگارش این کتاب حدود 5 سال زمان برد و تنظیم و مرتب کردن مطالب حدود 6 ماه طول کشید. بر روی قسمتهای تبلیغاتی زمان زیادی صرف شد.» گودرزی فراهانی خاطرنشان کرد: «مخاطبان این کتاب بیشتر دانشجویان رشته‌های تبلیغات، ارتباطات، روابط عمومی، و سایر رشته‌های مرتبط با بازاریابی هستند و لازم است که با اصول و مبانی تبلیغات و همچنین جامعه‌شناسی آشنایی داشته باشند. ولی توده مردم هم از این کتاب استقبال خوبی کرده‌اند.» وی افزود: «تاثیر تبلیغات روی کودکان، جوانان، و جامعه برای مردم جالب است. مثلا مردم در اخبار می‌خوانند که کفشی با برند نایک باعث قتل یک نفر در امریکا شد. پس تبلیغات نباید به گونه‌ای طراحی شوند که به جامعه آسیب برسانند. نقطه قوت کتاب جامعه‌شناسی تبلیغات این است که از دیدگاه جامعه‌شناسی به تبلیغات نگاه کرده است.» نویسنده کتاب "جامعه‌شناسی تبلیغات" در پایان با اشاره به کتابهایی که در دست تالیف دارد، گفت: «کتابی تحت عنوان" ارتباط‌شناسی تبلیغات" برای دانشگاه فرهنگیان در دست تالیف دارم که در مرحله بازنویسی قرار دارد و برای معلمان آموزش و پروش و علوم تربیتی به رشته تحریر درآمده است که احتمالا تا اواخر امسال وارد بازار خواهد شد. درحال حاضر مشغول کار بر روی دو کتاب دیگر درباره " اصول و مبانی جامعه‌شناسی" و "اصول و مبانی ارتباطات" نیز هستم که این دو کتاب هم با سبک نگارش آموزشی و برای دانشگاه فرهنگیان به رشته تحریر درآمده است.»

 

 

 

[ یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393 ] [ 19:23 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفی کتاب: جامعه شناسی تبلیغات
معرفی کتاب: جامعه شناسی تبلیغات

 

مارکتینگ‌نیوز- کتاب «جامعه‌شناسی تبلیغات»، اثر ابراهیم گودرزی فراهانی و با همکاری دکتر صادق نبوی و سید احمد حسنی از سوی انتشارات ساکو به چاپ رسیده است.

 


در بخشی از پیشگفتار این کتاب آمده است: تبلیغات بازرگانی به دلیل ناشناختگی و پیچیدگی انسان که مخاطب این فرآیند است و همچنین به دلیل گستردگی ابعاد گوناگون اقتصادی، فرهنگی، و رسانه‌ای آن موضوع مهم و پیچیده‌ای به شمار می‌رود. این پدیده امروزه به مناسبات و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی مردم از قبیل انتخاب مسکن، خوراک، پوشاک، وسایل زندگی و حتی سبک زندگی نفوذ کرده است و در ابعاد کلانتر، ساختار، تولید و توزیع نیز اثر می گذارد. نکته دیگر اینکه تبلیغات باید مدلی به خود بگیرد و هماهنگی و همسویی با باورها و نگرش ملی مذهبی ما داشته باشد و به سمت و سوی منفعت طلبی و هرج و مرج نرود.

 


کتاب «جامعه‌شناسی تبلیغات» شامل فصلهای زیر است:


فصل اول: کلیات جامعه‌شناسی
فصل دوم: فرضیه‌ها، نظریه‌ها، و روشها
فصل سوم: تبلیغات و گروه‌های اجتماعی
فصل چهارم: سبکهای تبلیغاتی در جهان
فصل پنجم: اقناع ترغیب و متقاعدسازی
فصل ششم: آسیب‌پذیری کودکان در برابر تبلیغات
فصل هفتم: مهندسی افکار، افکار عمومی
فصل هشتم: تاثیر تلویزیون
فصل نهم: همرنگی با جماعت در تبلیغات و خرید
فصل دهم: آسیبهای تبلیغات
فصل یازدهم: سبک زندگی در رسانه‌ها

فصل دوازدهم:فرهنگ وتبلیغات

فصل سیزدهم:تبلیغات درعصر پست مدرن

[ چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393 ] [ 21:23 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

گفتگو با ابراهیم گودرزی فراهانی، مولف کتاب اصول و فنون تبلیغ

گفتگو با ابراهیم گودرزی فراهانی، مولف کتاب اصول و فنون تبلیغ

زهرا جورابلو-  کتاب اصول و فنون تبلیغ به قلم ابراهیم گودرزی فراهانی، دکتر صادق نبوی، دکتر مجید گودرزی فراهانی، و سید احمد حسنی از سوی انتشارات ساکو منتشر شده است. از این رو گفتگویی با ابراهیم گودرزی فراهانی ، نویسنده اصلی این کتاب انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید:


به گزارش خبرنگار مارکتینگ‌نیوز، ابراهیم گودرزی فراهانی در خصوص ضرورت تدوین کتاب گفت: «دانشجویان رشته ارتباطات و زمینه‌های وابسته، بخصوص دانشجویان دانشگاه علمی‌کاربردی، به چنین کتاب مرجعی در رشته تحصیلی خود نیاز داشتند. از این رو تصمیم به نگارش کتابی با موضوع اصول و فنون تبلیغ گرفتم.»


وی اظهار کرد: «بخش اعظم کتاب توسط بنده به رشته تحریر درآمده است و مولفان دیگر در نگارش آن به من کمک کرده‌اند. زمان بسیاری را صرف مطالعه و انجام تحقیقات و پژوهش‌های مربوطه کردم، اما فرآیند چاپ کتاب در کل یک سال طول کشید.»

 

وی ویژگی متمایز کتاب را زبان ساده آن دانست و خاطر نشان کرد: « در این کتاب مباحث بنیادی تبلیغ و فنون آن با بیانی ساده و با ذکر مثال‌ها عملی به رشته تحریر درآمده است.»


ابراهیم گودرزی فراهانی در پایان گفت: «مخاطبان کتاب اصول و فنون تبلیغ قشر دانشجو و همچنین افراد علاقه‌مند به این حوزه هستند. درضمن مخاطبان باید برای درک بهتر مطالب کتاب، از قبل با بازار و تبلیغات آشنایی داشته باشند.»



[ سه شنبه نهم اردیبهشت 1393 ] [ 15:45 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

معرفي روستاي اسفين

معرفي روستاي اسفين

در مركز فراهان روستايي است كه نسبت به روستاهاي اطراف ارتفاع كمتري از سطح دريا دارا مي باشد به همين دليل آنجا را منطقه چاله (كودال) خمان مي نامند و مركزيت اين منطقه در قديم روستاي اسفين بوده كه در آن نايب الحكومه حضور داشته است و روستاهاي عراقيه، گازران، حسين آباد، جلال آباد، خمجان از توابع آن بوده اند .

اسفين در شمال غربي شهر اراک و جنوب غربي تفرش قرار دارد و امروز تنها داراي کمتر از 150 نفر جمعيت ميباشد.
روستاي اسفين در فاصله 57 کيلومتري اراک از مسير فرمهين و از مسير تهران-قم هم بعد از آشتيان و فرمهين در فاصله 130 کيلومتري قم قرار دارد و از تهران نيز در حدود 250 فاصله دارد.

معني لغوي اسفين:
اسفين يك كلمه عربي است به معني : ميخ چوبي / گوه / چوب شکاف / قلاب

قدمت اسفين:
اسفين که در گذشته يکي از بلاد ايران قديم بوده است با گسترش شهر نشيني به يک روستاي کوچک تبديل شده است.
تپه هاي بين امامزاده وروستا كه بنا بر كاوشهاي انجام شده وبراساس اطلاعات سازمان ميراث فرهنگي بقاياي بجا مانده از زمان سامانيان ميباشد و قعه امامزاده كه اولين بار در زمان صفويه بنا شده است نشان از قدمت اين منطقه ميباشد و بنا بر اطلاعات نانوشته، در راه زير زميني بين همدان و شهر زلف آباد اين منطقه يكي از كاروانسراهاي بين راهي بوده كه در جنگ ويران گشته است .
بنا به گفته گذشتگان در حفاري هاي غير مجازي كه بعضا" در قديم انجام ميشد و يا در خاك برداريهائي كه در منطقه اطراف براي ساختمان سازي و يا ايجاد آب بند جهت جلوگيري از تخريب قنوات صورت ميگرفت آثار تاريخي متعددي به دست مي آمده است .
با همه اين اوصاف بر روي سنگ قبرهاي موجود در قبرستان كنار امامزاده تاريخ 1100 ه ق درج شده است که دليلي بر قدمت اين روستا دارد. همچنين وجود امامزاده و احداث بناي بقعه، براين سخن كه اين منطقه توسط اعراب آباد گرديده است، صحه ميگذارد.


بافت فضاهاي اصلي خانه‌اي سنتي اسفين:
تالار اتاق مهمان، اتاق نشيمن، آشپزخانه، ايوان (هال)، مهتابي (ايوان رو به بيرون خانه، بالكن)، بالا‌خانه، محل پخت نان (البته امروزه بسيار کمرنگ شده و اکثرا" نان را آماده تهيه ميکنند)، كاه دان (انبار كاه) ، طويله (محل نگهداري دام) که به دو گونه مي باشد روباز و سر پوشيده، حصار (حياط) ، سرويس بهداشتي (توالت و حمام ودستشوئي)، دالان‌ ورودي‌ منزل، پستو

زبان:
مردم روستاي اسفين همگي به زبان فارسي تكلم مي‌كنند.

شرايط مذهبي:
در روستاي اسفين مردمي بسيار مذهبي و مسلمان شيعه مذهب هستند البته در قديم چند خانواده از فرقه بهايت در آنجا سکونت داشتند که از آنها کسي باقيمانده نمانده است.

تآسيسات عمومي:
در اين روستا مدرسه ابتدائي قديم وجود داشته است و چون مردم روستا کنترل جمعيت را رعايت کرده اند شرايط ايجاد مدارس ديگر پيش نيامده است.
حمام عمومي روستا به علت اينک همه منازل داراي حمام خانگي هستند تعطيل ميباشد.
در اين روستا امكانات لازمه براي ‌زندگي از جمله برق و آب لوله كشي و تلفن وجود دارد و خط لوله گاز اين روستا و ديگر روستاهاي اطراف نيز كشيده خواهد شد.

مشاغل عمومي:
محور اصلي تآمين معاش مردم بر پايه كشاورزي بوده و در كنار آن دامپروري نيز رواج دارد.

ازدواج:
ازدواج‌‌ها در اين منطقه سابقآْ بيشتر فاميلي بوده ولي امروزه عمدتآ غير فاميلي است و هيچگونه اجبار يا ممنوعيت در ازدواج وجود ندارد. افراد در اين روستا نسب از پدر مي‌برند .

نام خانوادگي اهالي:
اسفيني / حسين آبادي / محمودي /شيرين آبادي / رفيع زاده و ...

مردم شناسي:
اهالي اين روستا مردمي با فرهنگ بوده اند به گونه اي كه از قديم اهالي ده باسواد و اهل مكتب بوده اند و تعزيه خوانان اسفين هميشه معرف روستا بوده اند گرچه بعلت كمي جمعيت هرگز در اين روستا مركز آموزشي بيشتر از ابتدائي وجود نداشته ولي سابقه مكتب و دبستان ابتدائي آن از تمام روستاهاي اطراف بيشتر ميباشد بعدها بعلت رشد جمعيت و پيشرفت اهالي روستاها و نفوذ آنان در ادارات دولتي و شايد به دلايل ديگر بعضي از اين روستا ها براي خود صاحب مدرسه ابتدائي / راهنمائي و دبيرستان شدند ولي همان اصلي كه ميگويد هرچه زود بيايد زود هم خواهد رفت امروزه تمام آنها ازبين رفته وشايد تنها همان ابتدائي را داشته باشند كه شاعر ميگويد .
رهرو آن نيست  گهي تند وگهي خسته رود               هنر آنست كه آهسته و پيوسته رود

امامزاده حسن الافطس:

امامزاده حسن الافطس فرزند حضرت علي اصغر بن حضرت امام زين العابدين (ع) ميباشد. شهادت آن بزرگوار را به سال 146 ه.ق و هم عصر منصور دوانقي گفته اند. اين امامزاده در فاصله حدود يک کيلومتري از جاده اصلي فرمهين به کميجان واقع است. اين امامزاده در فصول مختلف ميزبان علاقه مندان فراواني ميباشد وعموم زائرين اين بزرگوار به ايشان علاقه خاصي دارند.

منبع مطالب بالا :esfine.blogfa.com

[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 12:25 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

سفر نامه گازران فراهان

سفر نامه گازران فراهان

در تاریخ قم نام روستای خمجان ذیل رستاق کوژدر آورده شده است ولی نامی از روستای گا زران و

اسفین نیست .این بدان علت است که اهالی روستای گازران  از بازماند گان روستای خمجان

هستند .چنین گفته می شود که پس از تخریب روستای خمجان مردم این روستا به روستا های گا زران

ایسفین و کمرک مهاجرت کردند و در این روستا ها ساکن شدند . بنظرم این روستا جدید التاسیس می باشد .

برخی از اهالی معتقدند که معنای گازران به معنای رختشوران است

این روستا در فاصله ۵۲ کیلو متری شمال اراک و در ۱۲کیلومتری شمال غربی فرمهین قرار دارد .

همسایگان این روستا در شرق ایسفین جلال اباد و حسین آباد در جنوب عراقیه در غرب کمرک می باشند .

امکا نات این روستا :

برق - آب لوله کشی -حمام -غسالخانه -تلفن وصندوق پستی  می باشد .

جمعیت ۱۵۴نفر در سال ۱۳۸۰که تعداد ۸۳نفر مرد و ۷۱نفر زن  می باشد

این روستا از سال ۱۳۴۱دارای مدرسه بوده و در سال ۱۳۸۱دارای دبستان مختلط و چند پایه بوده است .

قنوات این روستا : آرنگا نک و گازران (در داخل ده )

تعداد دام : عبارتند از ۴۰۰ راس گوسفند و ۴۰ راس گاو شیری و دارای دامداری سنتی هستند -در سال ۱۳۸۱

تعداد ۱ دستگاه موتور آب  نیمه عمیق

 در سال ۱۳۸۱بالاترین در امد:یک میلیون تومان در سال

کمترین در آمد ۳۶۰۰۰تومان در سال که تحت پوشش کمیته امدادند.

گفته می شود که ادیب الممالک شاعر معروف دوران مشروطیت و نویسنده روزنامه رسمی مجلس متولد این روستا است و باغی در وسط روستای گازران به نام وی وجود دارد و دو دنگ از املاک روستای گازران به نام وی می باشد .

لازم بذکر است که در کتاب های تاریخی ادیب الممالک را متولد روستای گازران چراه می دانند و علاوه براین من شنیده ام که پسر عموی وی در روستای غیاث آباد ساکن بوده است وحتی  کتاب های ادیب  را به جد پدری بنده (کدد خدا نصر الله کودزری )فروخته است . این کتابها را تا حدی که در خاطر فقط خمسه نظامی ادیب در خانه پدری من بوده ولی بعد ها گم شده است .

[ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 ] [ 12:21 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

کرج ابودلف کجاست
کرج ابودلف کجاست ؟

همیشه این دو  سوال برایم مطرح بوده است شاید برای شما هم مطرح باشد ُاگر تا حدو دی با تاریخ فراهان آشنایی داشته باشید  که آ یا شهر کرج که در تاریخ به آن اشاره شده و بوسیله ابودلف عجلی(قاسم بن عیسی) سردار هارون الرشیدتاسیس شده  همان زلف آباد است یا نه این شهر در حدود کرهرود و آستانه می باشد؟و سوال دیگر اینکه ابرشتجان که در تاریخ قم به آن اشاره می شود همان آشتیان است یا نه ؟

در مورد سوال اول نیاز بیشتری به بررسی های تاریخی و جود دارد که در ذیل مقاله به آن اشاره خواهد شد.
 لسترنج شرق شناسدر انتهای فصل 13 کتابش با نام  جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی

در باره شهر کرج مینویسد:در خاور نهاوند ،ولایت "ایغارین"،یعنی دو ایغار ، واقع است و مرکز آن کرج نام داشت و برای این که با نقاط دیگری که کرج نام دارد اشتباه نشود آن  را کرج ابو دلف می گفتند . محل صحیح این کرج درست معلوم نیست آیا این کرج در نزدیکی ساروق و منطقه فراهان  است و به عبارتی همان زلف آباد است  ویا در نزدیکی کرهرود و آستانه می باشد ؟

ابن حوقل مورخ قرن چهارم در کتاب خود چنین آورده است: این شهر از بروجرد کوچکتر است ولی با این حال شهری مهم است که در روی بلندی ساخته شده است که دو فرسنگ طول دارد دو بازار دارد یکی مقابل در وازه بزرگ مسجد جامع و دیگری در کنار دروازه مقابل که انطرف در وازه بزرگ و فضایی هم بین دو بازار جا خوش کرده است . این شهر چندین گرمابه دارد و خانه های آن  خوش ساخت است که غالبا " از خشت و گل میباشند با غات زیادی نداشته و اندک زمین اطراف شهر حاصل خیز است  بر همین اساس مشخص است که شهر کرج ابودلف در منطقه ای حدودا" کوهستانی بنا شده است زیرا اشاره می کند که اندک زمین های اطراف شهر .

یا قوت حموی  اشاره ای دارد که مطالب ابن حوقل را کا ملتر می کند  وی چنین می گوید:کرج یک اسم فارسی است و اهالی انجا ،را کره می نامند و قلعه ای موسوم به فرزین دم دروازه کرج است .

حمد ا... مستوفی آدرس این شهر گمشده را بهتر و دقیق تر ترسیم می کند :کوه راسمند در شمال شهر کرج است و مانند کوه بیستون مشخص است و همانند سنگی سیاه است که به سقف سحاب در آمده است ....و چشمه ای که به خسرو منسوب است در انجا وجود دارد و در پای آن کوه مزارع کیستو که از مشاهیر مزارع عراق است به طول شش فرسنگ و عرض سه فرسنگ در شمال این کوه است وی دور این کوه را ده فرسنگ محاسبه می کند .

یاقوت حموی وحمدا... مستوفی معتقدند که شهر ساروق در امتداد رود خانه کرج و شمال این شهر می باشد و در عین حال ساروق را از توابع همدان محسوب می کند که واقعیت هم همین است زیرا هم فراهان و هم ساروق در تاریخ وابسته به همدان یعنی قدیمترین شهر ایرانی و مادی بوده است . در تاریخ ساروق را زینتستان و محل گنجینه هاو خزاین همدان دانسته اند و فراهان را پسر همدان خوانده اند .  

در تاریخ و مشا بهت اسمی بین دلف آباد چنین استنباط میشود که ابودلف عجلی (قاسم بن عیسی) سردار هارون الرشید دَلَف آباد (ذلف آباد) فراهان را که روستایی دو طبقه بود بنا کرد که قسمتی از آن در روی زمین و قسمتی از آن در زیر زمین بوده که مردم در مواقع خطر به نقب های زیر زمینی پناه می بردند بنا کرده است. در این محل شهری ساخت که دو طبقه بود گر چه بنا به فرمایش استاد مجتبی بر ز آبادی و مقاله ارزشمند این که مقایسه ای بین شهر زیر زمینی شانکهای چین و زلف آباد که براین نظر می باشند که زلف آباد حتی بسیار قدیمی تر از این شهر چینی است و چنین  گفته می شود که همه روستاهای فراهان از راههای زیرزمینی به هم وصل بوده و در مواقع خطر به هم یاری می رساندند نظیر این حفره ها در روستاهای مشهد، فرمهین ،کودزر ،دستجان  ،تبرته ،ماسترو بورقان مشاهده شده است. و گاو خل معروفترین مثال در این باره استکه در صحبت های مردم منطقه در روستاهای کودزر دستجان هم شنیده ام و در کل فراهان هم می گویند که گاوی گم میشود و پس از ۷روز یا بیشتر از همدان سر در می آورد که پژوهشگر ارجمند  جناب آقای مرتضی فمی در کتاب تاریخ و جغرا فیای تفرش فراهان و آشتیان نیز به آن اشاره فرموده اند  . البته ساخت خُل ها یا راههای زیرزمینی بی تردید قبل از خاندان ابودلف بوده است و در ایران باستان هم رایج بوده در مطالعات میدانی و مشا هدات منطقه ای نگارنده در روستا کودزر که سر تاسر  روستا دارای نقب های  زیر زمینی است که حتی یک خانه قدیمی هم مستسنی نیست در خانه اجدادی نگارنده از این نقب ها در دهه ۴۰ ۱۳و ۵۰ 13 برای نگهداری زمستانی دام ها استفاده می شد و حتی یکبار هم در کوچه های کودزر ریزش آ وار و پیدا شده این نقب ها را دیده ام   و شنیده ها از مردم دستجان و تبرته  هم حکایت از این دارد که در این روستا ها نیز راههای زیر زمینی وجود دارد .

ابودلف از خانواده عجلی یکی از طوایف بزرگ عرب بوده و نسبت او پس از 38 پشت به آل عدنان می رسیده ادریس بن محقل بن شیخ بن عمیر العجلی اولین کسی است که از این خاندان وارد رساتیق اصفهان و سلسله جبال شده این شخص در همدان و رستاق کوزدر املاک و مزارع اشخاص را گرفت و در زمان هشام ابن عبدالملک افراد وی یکی از تجار منطقه را کشتند به همین علت ادریس را به کوفه فرستادند و در آنجا زندانی شد و پسرش عیسی روانه کرج (آستانه) شد و قلعه ای در آنجا بنا کرد و این خاندان از آن پس در رستاق فائق آمده در کنار کره (آستانه و کرهرود) ساکن شدند.

ابودلف در ابتدا برای سرکوبی بابک خرمدین به دستور خلیفه با افشین متحد شد ولی بعدها که مورد سوء ظن افشین قرار گرفت و توسط یکی از اقوام خود نجات یافت به علت بدبینی نسبت به خلیفه به سمت بابک متمایل شد و در لشکر بابک وارد گردید.

مرحوم استاد زرین کوب بروجرد ی در کتاب دو قرن سکوت اشاره فرموده :«ابودلف قاسم بن عیسی عجلی که بیشتر از یاران محمد امین (پسر هارون الرشید) بود بعدها نزد مأمون برادر امین تقرب و مکانتی یافت و از نامداران عرب محسوب می شد و به واسطه فضل و سخا و ذوق خود درباره معتصم، افشین ولایت جبل را داشت. ابودلف از جانب او در بلاد دیلم غزا می کرد در جنگ بابک با او در آذربایجان بود و دلاوری هایی در جنگ نشان  داد که او را منظور خلیفه قرار داده بود. امّا افشین پیشرفت های او را به دیده رشک نشان می داد و برای تباه کردن و برانداختن وی نقشه ها و نیرنگ ها بکار می برد».

(برای کسب اطلا عات بیشتر به تاریخ بیهقی-ماجرای بودلف و افشین - مراجعه شود)

خاندان ابودلف در ایالت جبال در حکم   مرز دار بودند و حکومت نیمه مستقلی تشکیل دادند. خاندان ابودلف در حومه فراهان و کرج (کرهه) کره که حدود آستانه فعلی باشد قصری را بنا کردند و مدتها در آن حکم رانی کرده و افراد خاندان خود را به اطراف می فرستادند.

منطقه فراهان  کوزدر دور آخر (مشک آباد) و  نهاوند جزء منطقه ایغارین بوده است ایغا ربه معنی زمین های بخشوده شده از مالیات بوده است که از جانب مأمون خلیفه عباسی به ابودلف قاسم بن عیسی عجلی حاکم اصفهان و فراهان واگذار شده بود (210 هـ) که به تصریح یا قوت حموی و معجم البلدان بوده و با متن تاریخ قم مغایرت دارد.

شهر کرج بر روی بلندی بنا شده بود و به علت فاصله یی که بین ابنیه آن وجود داشت دو فرسخ طول آن می شد، در بازار با فاصله بسیار و چندین گرمابه و قصر از این شهر نوساز که خانه های خوش ساخت و باغهای زیبا داشت شهری کوچک ولی ارزشمند بوجود آورده بود قلعه آن به وسیله عیسی بن ادریس بن معقل عجلی از دلاوران و ماجراجویان عرب که از سالها قبل در این نواحی تاخت و تاز می کرد بنا شد ولی در سالهای بعدی حکومت این نواحی به پسرش قاسم بن عیسی معروف به ابی دلف عجلی واگذار شد (حدود 210 هـ) و وی بنای ناتمام قلعه کرج را به پایان برد و به نام وی کرج ابی دلف خواهنده شده وی پس از پایان بناء به همراه تمام عشیره و موالی خویش به آنجا نقل مکان کرد و کرج را مرکز حکمرانی خویش در همه نواحی ایغا رین ساخت و در دفع راهزنان و طرد اکرادکه در این حدود از سالها قبل کاروانهایی را که  به خراسان و جبال می رفتند غارت می شدند شجاعت و جدیت بسیار به خرج داد و با سعی وی امنیت و آبادی یافت وی علاوه بر جنگجویی و سلحشوری اهل شعر و غنا هم بود در بغداد از اصحابو نزدیکان خلیفه امین فرزند ار شد هارون الرشید بود و از مقربان وی محسوب می شد. و در اختلافی که بین دو برادر امین و مأمون پدید آمد جانب امین را داشت وی در ابتداء از جانب علی بن عیسی بن ماهان سردار امین  ولایت جبال و حکومت نواحی همدان و اصفهان قم و نهاوند را یافت. [سیوطی – تاریخ الخلفاء 298

ابودلف علاوه بر اینکه فرمانده و سرداری شایسته برای خلیفه عباسی بود در عین حال شاعر و ادیبی توانا و اهل غنا و ذوق موسیقی بود وی فراهان و منطقه کرج (کرهرود) را به یک کانون شعر و ادب عربی تبدیل کرد و قطران نحوی با وی دوستی داشت و معلم و مربی فرزندان وی بود شعرای زیادی به محضر او می آمدند و از شجاعت و دلاوری های وی قصاید و اشعار می خواندند. خود وی اهل شعر بود که نمونه هایی از آن باقی است که بر صد ورق بالغ می شده است کتابهایی بنام سیاست الملوک و البزاه والمیر هم به او منسوبست [الفهرست 185] که آثاری از آنها وجود ندارد و عناوین آنها حکایت از تربیت اشرافی و تا حدی مبین تاثیر پذیری وی از  فرهنگ اشرافی ایرانی است .جد وی ادریس ابن معقل از حدود حیره به نواحی جبال آمده بود و در اطراف کرج (کرهرود) ساکن شد.

 

بعد از ابودلف (وفات 226 هـ) پسرش عبدالعزیزبن قاسم به حکومت همدان را نیز ضمیمه ایغارین کرد وی علیرغم میل باطنی خلیفه که حکومت نواحی همدان و اصفهان را به امیران و ترکان خانه زاد و وابسته به خودمی - از جمله وصیف و موسی بن بغا – واگذار کرده بود قدرت و عظمت خود را در منطقه حفظ کرد و تا حدی که وصیف ترکی وقتی حکومت جبال را از جانب خلیفه بدست آورد عبدالعزیز را به نیابت خویش انتخاب نمود. حاکم منطقه فراهان و کرهرود به همراه پسرش احمد در اصفهان مبادرت به ساختن قصرها و بناهای عالی اقدام نمودند که مدتها بعد از آنها باقی بود به حدی که وقتی مرداویج بن زیاد دیلمی اصفهان را به پایتختی انتخاب نمود باغها و قصرهای احمدبن عبدالعزیز را برای سکونت خود مهیا کرد عبدالعزیز در جنگی که با لشکر موالی بن بغا و به فرماندهی مفلح غلام خلیفه که برای تسخیر منطقه جبال در سال 253 فرستاد شکست خورد و مادرش هم در کرج به اسارت ترکان مقرب خلیفه درآمد با وجود اینکه اصفهان را از دست داد ولی حکومت کرج و فراهان را توانست برای سالها حفظ نماید.

در شعبان سال  280 هـ رافع به علت ترس از عمر و لیث از در دوستی با عمرولیث برآمد و با وی مصالحه نمود و متعر ض وی نشد خلیفه عباسی معتضد در سال 281 هـ به علت تهدید دائم علویان طبرستان و درگیریهای رافع و عمر و لیث برای رسیدگی به امور نواحی شرقی خلافت و سر و سامان دادن آن به حدود ولایت جبال سفری کوتاه انجام داد. خلیفه ری را با همدان و قزوین به پسرش علی بن معتضد به نام المکتفی بالله که بعدها خلیفه شد واگذار کرد و اصفهان ، نهاوند ، کرج کوزدر و فردجان را هم به عمربن عبدالعزیز تفویض نمود و خود با عجله به بغداد بازگشت. 

 بنا به استناد [مروج الذهب و تاریخ قم] خاندان ابودلف مثل جد خود ابودلف عجلی غالباً به تشیع معروف بوده اند در مورد ابودلف (قاسم بن عیسی) آنچه از علاقه او به اولاد علی (ع) نقل است حاکی از صدق و اخلاص به نظر می رسد گرچه خلاف این علاقه از پسرش دلف بن قاسم نقل است. به هر حال دلف بن قاسم یک استثنا می باشد ولی از سایر امراء خاندان هم تولای اهل بیت نقل شده است از جمله احمد بن عبدالعزیز که یکی از سادات موسوی علی بن الحسین رابر قسمتی از لشکر خویش فرماندهی داده بود ه که این امر مورد رضایت خلیفه نبود همچنین وی در حق ابوجعفر موسی بن محمد که از کوفه به قم و کاشان آمده بود احتمالاً وی از فرزندان امام رضا (ع) بود که مورد احترام احمدبن عبدالعزیز از خاندان عجلی قرار گرفت و به وی خلعتهای بسیار و هدایای فراوانی بدو بخشید و مقرّر کرد که هر سال یک هزار مثقال طلا با یکسراسب مسرج بدو دهند و وی را بسیار عزیز می داشت.

و با مدنظر قرار دادن تاریخ قم بنظر می رسد که شیعه مذهب بوده باشند ود و یا ارادتی به  خاندان عصمت و طهارت  داشتند. برای نمونه ابن جعفر موسی بن محمدبن علی بن موسی علیهم اسلام قصد عبدالعزیز ابن دلف کرد و عبدالعزیز او را اعزاز و اکرام نمود و خلعتها و مرکبها بخشید و وظیفه (حقوق) سالیانه معین کرد چنانچه مستغنی شد و بعد از آن احتیاج نبود که به شهرهای دیگر رود به جهت وجه معاش و بقم املاک خرید و آب و زمین پیدا کرد و متوطن شد. ابن جعفر از سادات حسینیه از سادات رضائیه و از فرزندان، امام رضا (ع) بود و اولین کسی که از سادات رضویه به قم آمد.[1]

به هر تقدیر شکی نیست که زلف آباد را قاسم ابن عیسی اجلی بنا کرده است و خود نیز مدتی در آن ساکن شده. خاندان ابو دلف مدت دو قرن در فراهان حکومت داشته اند و افرادی از این خاندان در منطقه ساکن بودند و به عمران و آبادانی هم علا قمند بودند . اما شهر کرج که مورخان اشاره زیادی به آن کرده اند که در مسیر جاده اصفهان بوده است  بدون تردید در جنوب غربی اراک فعلی و در استانه و حدود کرهرود دایر بوده است که جنوب ساروق می باشد . ولی این کرج که با شهر کرج در نزدیک تهران مشا بهت اسمی دارد



[1]- ص 216 تاریخ قم

نویسنده : ابراهیم گودرزی فراهانی زمستان ۱۳۸۹

[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 12:39 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

زبان‌های تاتی

زبان‌های تاتی

از ویکی‌پدیا

زبان‌های تاتی‌تبار (Tatic) از دستهٔ زبان‌های ایرانی شاخه شمال‌غربی و بازماندهٔ یکی از گویش‌های مادی هستند. گویش‌های این زبان روزگاری از قفقاز تا شمال خراسان گسترده بود ولی امروزه با ترک‌زبان و فارس‌زبان شدن بخشی از شمال‌غربی ایران تنها جزیره‌هایی از گویش‌های تاتی در منطقه به جا مانده‌است. بزرگ‌ترین این جزیره‌ها در شهر اشتهارد استان تهران و تاکستان و بوئین‌زهرا استان قزوین دیده می‌شوند. در خارج از ایران، بیشتر تات‌زبان‌ها در منطقهٔ قفقاز زندگی می‌کنند.
پیشینه این زبان و سخنوران آن

تاتی یکی از کهن‌ترین زبان‌های ایرانی است که از دیدگاه زبان شناسی، ارزش ویژه‌ای دارد. بیشترین آمار جمعیتی تات‌های ایران متعلق به شهر اشتهارد وتاکستان و بوئین‌زهرا می‌باشد. تات‌های این منطقه که به تات‌های جنوب شهرت یافته‌اند، در شهرها و روستاهای زیر زندگی می‌کنند:


  • اشتهارد و روستاها و دهستانهای اطراف آن شامل مرادتپه، صحت آباد، جعفرآباد، قزل حصار، رحمانیه، مهدی آباد، فرد آباد، مختارآباد، عبدالله آباد، کوشک آوا، مروت آوا، پلنگ آوا، اوپشته، گنگ، جارو، نکوجار، قرقرک و بوجعفر.
  • رودبار الموت، رودبار شهرستان، طالقان، شهرستان رودبار زیتون، رودبار قصران تا روستاهای دماوند (اغلب مناطق البرز جنوبی) تات زبان هستند.

زبان تاتی زبان ویژه منطقه تاکستان قزوین، بوئین زهرا و آبادی‌های پراکنده در آذربایجان شرقی و اردبیل، از زبان‌های در معرض خطر به شمار می‌آید.[۱]

به طور کلی زنجیره مناطق تات‌نشین از شهر تاکستان شروع شده و به سمت جنوب و جنوب شرقی ادامه می‌یابد و در نهایت در شهرستان بوئین زهرا به روستای تاریخی سگزآباد پایان می‌یابد.

  • در استان مرکزی (منطقه وفس) نیز روستاهای وفس، چهرقان، گورچان و فرک به زبان تاتی صحبت می‌نمایند. این روستاها به فاصله ۱۰۰ تا ۱۲۰ کیلومتری شهر اراک و در شمالی‌ترین نقطه استان مرکزی واقع شده‌اند. مناطق کوهستانی و خوش آب و هوا و شغل مردم روستاها کشاورزی، باغداری و دامداری است که به دلیل مواجه شدن با کمبود آب و عدم توجه مسئولین به نیاز مردم و نیروهای انسانی جوان، به شدت روستاها خالی از سکنه می‌شوند و در شهرهای مانند تهران، قم، اراک، کرج و... سکونت می‌نمایند.
  • روستای ابیانه

مهم‌ترین و دستنخورده‌ترین گویش تاتی ،گویش اشتهاردی است که در استان تهران قرار دارد طبق کتاب تات نشین‌های بلوک زهرا نوشته جلال آل احمد این گویش شاید خالص ترین گویش زبان تاتی باشد چون منطقه اشتهارد که در سر راه کرج به بویین زهرا در ۸۰ کیلومتری کرج و ۲۵ کیلومتری بویین زهرا قرار دارد به علت خشکی و کمی آب از دستبرد کوچ نشین‌ها در امان بوده و مردم آن همچنان زبان قدیم خود را حفظ کرده‌اند. گویش اشتهاردی حتی به‌عنوان یکی از گویش‌های زبان تاتی معرفی شده‌است كه دارای ویژگی منحصر به فرد است [۲] .
اگر جستاری صحیح انجام دهیم می‌بینیم که منطقه تات نشین‌ها به شکل ماه بوده و از اشتهارد شروع شده و به شمال ایران ختم شده ودر آنجا مردم چون از ان سر در نمی‌اوردند ان را پشت کوهی دانسته اند. البته به علت اینکه مردم با این زبان آشنا نبوده اند و  متفاوت با زبان رسمی بوده به همین دلیل که این زبان در حال نابودی می‌باشد زبانی که آن را به مادهای ایران نسبت داده ولی به قدری کلمات خارجی در آن وارده شده که حالا کم کم دارد به گویش و لهجه تبدیل می‌شود. لازم به توضیح است که هر یک از شهرهای تات نشین گویش مخصوص خود را دارند.

  • طارم علیا

در حدود ۴ روستا به نام‌های سیاه‌رود، گندم‌آباد، گوجان و نوکیان نیز به زبان تاتی صحبت می‌شود که این روستاها در طارم علیا-بعد از درام واقع شده‌اند. زبان تاتی در این روستاها خیلی کم دستخوش تغییرات گردیده و می‌شود گفت که از زبان‌های تاتی دیگر مناطق کشور غلیظ تر است.

واژه‌های تاتی

برخی از واژه‌های زبان تاتی به لهجهٔ شهر اسفرورین (از توابع شهرستان تاکستان در استان قزوین)

  • پدر: پییَه (Piya)
  • مادر: مایَه (Maya)
  • برادر: برا (Bera)
  • خواهر: خاک (Khak)
  • پسر: پور (Pour)
  • دختر: تی‌تی (Titi)
  • من: اَز (Az)
  • تو: تَه (Ta)
  • ما: آما (Ama)
  • شما: شما (Shoma)
  • او (مونث): آیَه (Aya)
  • او (مذکر): آندا (Anda)
  • مرا: چمن (Chemen)
  • تو را: اِشتَ (Eshta)
  • پریروز: اَپَری (Apari)
  • دیروز: اَزیرَ (Azira)
  • امروز: آرو (Aru)
  • فردا: سابا (Saba)
  • پس‌فردا: پسرا (Pesara)
  • خانه: کییه (Kiya)
  • حیاط: کلاگا (Kelaga)
  • باغ: رَز (Raz)
  • بیرون: بَر (Bar)
  • بالا: جُر (Jor)
  • کفش: چُستُه (Chosto)
  • قاشق: کَنچه (Kanche)
  • گربه: مرچین (Marchin)
  • سگ: اَسبَه (Asba)
  • مرغ: کرگ (Karg)
  • تخم‌مرغ: کرخا (Karkha)

 نمونه فعل‌های تاتی

رساندن baresAndon

رسیدن baresoston

افتادن bekaton

انداختن bengaton

نشستن benishton

خرد كردن - ریز كردن benjaton

بریدن berbiton

ریسیدن berishton

دیدن bidiyan

رفتن bishshiyan

اجازه دادن - امكان دادن biyaloston

آمدن biyAmiyan

آوردن biyordon

شیر خوردن از مادر (حیوانات) bochoboston

شیر دادن به بچه حیوانات bochobAndon

نگه داشتنـن ـ متوقف كردن bodAshton

خواباندن bokhosAndon

خوابیدن bokhoton

مردن bomordon

دوشیدن boodooshton

دوختن boodooton

گفتن boogooton

زیر دندان خرد كردن bookooroojoston

كشتن - ذبح كردن bookooshton

ساییده شدن boosoonoston

شكستن boshkoston

شكاندن boshkAndon

ریختن - به زمین ریختن boshAndon

با دست فشردن boshghAloston

شستن booshoordon

قطع كردن bosAndon

قطع شدن - جدا شدن bososton

ساییدن - آسیاب كردن bossovoston

جا انداختن - در جای خود قرار دادن derengaton

واژگون كردن degardandon

خاموش كردن dookooshton

خاموش شدن domordon

پاشیدن dopAton

دادن hAdAn

گرفتن hAgiton

نهادن (بر جایی نهادن) hAnAn

گذاشتن به زمین همراه با رها كردن hArengaton

گم شدن (غیر قابل پیدا شدن) hAsooton

پرتاب كردن halakAdAn

عقب افتادن peykaton

جلو افتادن pishkaton

در جلوی خود نگهداشتن pishgiton

رها كردن sarAdAn

از بین بردن - بر انداختن varengaton

برگرداندن - بازگرداندن vegardAndon

برگشتن vegardoston

لیسیدن velishton

برداشتن vigiton

برگشتن vogardoston

باد دادن خرمن - افشاندن خرمن voshAndon

با دست زیر و رو كردن voshkaloston

دریدن - پاره كردن vozarAndon

 گویش های تاتی

وفسی

این گویش در منتهی الیه حدود مرزی استان مرکزی با استان همدان، در شمال شهرستان اراک استفاده می‌شود؛ در روستای وفس و سه روستای همجوار، یعنی چهرقان در غرب و فرک و گورچان در شرق. این مناطق تقریباً در یک خط فرضی واقعند که احتمالاً حدود ۲۵۰۰۰ نفر از مهاجرین و ساکنین این روستاها به این لهجه سخن می‌گویند؛ البته در گویش این روستاها به طور جزئی تفاوتهایی مشاهده می‌شود ولی اصل و مبنای آنها یکی است. این روستاها که جمعیت ساکن فعلی آنها حدود ده هزار نفر است، به مثابه نگینی نشسته بر حلقه انگشتری هستند که حلقه آن ترک زبانان در استان مرکزی و همدان است.

لهجه وفسی که به «وُوسی» موسوم است بنا به آنچه پژوهشگران گفته‌اند، لهجه‌ای از تاتی است. ابراهیم دهگان در کتاب فقه اللغه در ضمن معرفی وفس و واقعه کشتار جمعی آن، گویش وفس را ‹‹ یکی از لهجه‌های قدیم پارسی باستان و شاخه‌ای از تاتی ›› می‌نامند.‌[دهگان، ابراهیم، فقه اللغه، ص ۲۳۵] دکتر معین در جلد چهارم فرهنگ خود تحت عنوان ‹‹ وفسی ››(Vafsi) منسوب به وفس، لهجه اهالی وفس نام می‌برند.[معین، محمد، فرهنگ] آقای افتخار زاده در کتاب گزیده‌ای بر دیوان همافر عراقی وفسی از قول نامبرده می‌نویسد: «نامبرده زبان خویش را تاتی خوانده است.» [افتخارزاده، نادر، گزیده دیوان همافر عراقی، مقدمه] و همچنین در مجله «ایران کوده» م. مغدم که درباره گویش دلیجان، آشتیان و وفس بحث کرده، لهجه وفس را تاتی خوانده است.

در فهلویات باباطاهر همدانی کلمات مشابه زیادی با گویش وفسی وجود دارد که به نمونه‌هایی اشاره می‌شود:

«دیرم» (دارم) : تن محنت کشی دیرم خدایا، دل حسرت کشی دیرم خدایا «ته» (تو) : بی ته یارب به بستان گل مرویا «وینم» (ببینم) : گرم دسترس نبی آیم ته وینم «بَسُم» (بشوم، بروم) : بسم آنان بوینم که ته وینند «بوره» (بیا) : دمی بوره بوین حالم ته دلبر «سوته» (سوخته) : بوره سوته دلان با ما بنالیم «واتنی» (گفتنی) : به کس درد دل مو واتنی نه

خطری که این گویش را تهدید می‌کند، مهاجرت ساکنان این روستاها به شهر و تغییر زبان نسل نو که در شهرها زاده و بزرگ می‌شوند است.

 منابع

  • زبان شناسی - دکتر فره وشی - انتشارات دانشگاه تهران
  • جستاری در زبان تاتی، نوشته: علی محمدآقاعلیخانی
  • نوشتار: پراکندگیِ «تات»ها در تاکستان و بوئین زهرا، نوشته: عباس رحمانی
  1. خبرگزاری اجتماعی و فرهنگی میراث آریا، بازدید: اکتبر ۲۰۰۸.
  2. [www.ethnologue.com آثنولوگ]

[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 12:36 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

سابقه شهریت در فراهان
شهریت در فراهان
اقدام به شهریت در فراهان سابقه ای دیرینه  دارد .در سال ۱۳۳۰ مرحوم حاج وکیل مشهدی زلف  آبادی

برای شهریت مشهد زلف اباد اقدام کرد وی حتی ۱۵ دهنه مغازه و تاسیسات شهری را درشمال این روستا و درجنب جاده عراقیه وروان فعلی دایر نمود و مرحوم سیلمان خان غفاری که به امرطبا بت مشغول ودر همین اواخر در درمانگاه فرمهین خدمت می کرد به تنهایی ۷ باب مغازه ساخت  .و هنوز هم دیواری که در شمال این روستا و در بالای جاده فراهان به آقا زیارت است دیوارهای این تاسیسات شهری هنوز بجا مانده و برقرار است.

 

اقدام وی مورد اعتراض شدید شیخ اسماییل محضر دار قرار گرفت و تا حدودی ناموفق بود حاج وکیل که

رییس دفتر اشرف پهلوی (خواهر محمد رضا شاه) بود  از طرف شاه مورد بازخواست قرار میگیرد که تو

چرامجسمه مرا در روی تپه و در کنار زباله ها نصب کرده ای؟که البته در این زیر آب زنی تفرشی های داری سمت های بالا و مرتبط با دربار  نقش موثر را داشتند و می گفتند که ما ۱۶ وزیر به کشور تحویل داده ایم و شهریت برای ماست .

مرحوم حاج وکیل می گوید: هر شهری در ابتدا  از خاک وخل درست میشود و باید همین زباله دانی ها را

آباد کرد .

مزاحمت های شیخ اسماییل محضر دار باعث نا کامی طر حهای عمرانی حاج وکیل میشود و یکسال بعد

مردم تفرش اقدام به شهریت می نمایند و این مسئله نیز به چالش کشیده می شود ولی مردم تفرش

اهمیت قضیه را زودتر می فهمند و برای کاهش چالش بین دو روستای  فم و ترخوران پایه های شهر

تفرش را بنا میکنند.

بدین صورت شهر تفرش در سال ۱۳۳۱شکل میگیرد و مرکزیت را کسب مینماید.

نوشته شد براساس تحقیقات و مطالعات میدانی (محلی)-ابراهیم گودرزی فراهانی

[ جمعه بیست و دوم فروردین 1393 ] [ 12:26 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

اصول و فنون تبلیغ دانشگاه جامع علمی کاربردی
عنوان: اصول و فنون تبلیغ دانشگاه جامع علمی کاربردی

مؤلف:  ابراهیم گودرزی فراهانی، دکتر صادق نبوی، دکتر مجید گودرزی فراهانی و سید احمد حسنی 

 ناشر: ساکو

نوبت چاپ: اول

رشته: مدیریت امور فرهنکی و روابط عمومی

سال نشر: 1392

قیمت: 120000

صفحه: 255

[ جمعه بیست و سوم اسفند 1392 ] [ 9:44 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

ودابا سال 1392

بنام خداي مهربان و به ياد همه هم ولايتي ها

کم کمک سردی زمستان بار سفر می بندد و راهی سفر طولانی می شود، می رود در انتهای جاده ای دور به انتظار بایستد، انتظاری که شاید هرگز پایانی برایش نباشد. اگر شما آنقدر دل هایتان را بهاری کنید که زمستان فرسنگ ها دور از درون شما باشد، این انتظار برای همیشه انتظار خواهد ماند!

زندگی دفتری از خاطره هاست .یک نفر در شب کم,یک نفر در دل خاک,یک نفر همدم خوشبختی هاست,یک نفر همدم سختی هاست ,چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد ما
همه همسفریم…

 منبع : در کوچ سار های کاهگلی

اين شعرعاشقانه تقديم به همه هم ولايتي هاي كه امسال در كنار ما نيستند:

می نویسم مینویسم از تو تا جسم کاغذ من جان دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
گریه این گریه اگر بگذارد با تو از روز ازل خواهم گفت

فتح معراج غزل کافی نیست باتو از اوج غزل خواهم گفت
مینوسم همه ی هق هق تنهایی را
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد
مینویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی هام باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری
می نویسم مینویسم از تو تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت گریه این گریه اگر بگذارد.

بیایید این بار قرار بگذاریم همزمان با خداحافظی نمادین  با زمستان، از سردی و رخوت زمستان وجودمان هم خداحافظی کنیم و کهنه گی های درون دل هایمان را از سیاهی و زخم های زخمتی که گاه در روح مان ذوق می کند، بیالاییم و نو کنیم.

[ جمعه نهم اسفند 1392 ] [ 12:27 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

زمستان درفراهان

بنام خداي بخشنده و مهربان/

باتشکر از وبلاگ درکوچه سارهای کاهگلی

در آخرين روزهاي ماه صفر و اولين روزهاي زمستان سفري به آبادي داشتم و جايتان را خالي كردم. برف همه جا را سفيد پوش كرده بود و سوز وسردي هوا همه خاطرات سال هاي دور را دوباره زنده كرد. گشت و گذار در كوچه باغ هاي برفي و سفيد و گرفتن عكس هاي يادگاري. البته در آخرين روز ماه صفر مراسم تعذيه حضرت علي اكبر كه بهروز فراهاني (احد) باني شده بود يك عصر بياد ماندني به خاطره ها اضافه شد.و اما چند عكس يادگاري تقديم به همه دوستان و هم ولايتي هاي كه از اين برف و سرما بي بهره شدند.

مردم شهـــری که هــمه در آن می لــنگند ...

بــه کــسی که راسـت راه می رود، می خــندند !


ادامه مطلب

[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 20:39 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

بیمارستان فراهان پس از 10 سال در آستانه گشایش
فراهان - خبرگزاری مهر: بالاخره پس از سالها انتظار، بیمارستانی که حدود 10 سال پیش توسط یک خیر در فراهان ساخته شد، قرار است به زودی برای تجهیز به دانشگاه علوم پزشکی تحویل داده شود تا این بیمارستان رنج بیمارانی که هر روز مسیر فراهان تا اراک را طی می کنند کاهش یابد.

به گزارش خبرنگار مهر، کلنگ بیمارستان خیریه فراهان 17 سال پیش به زمین زده شد و خیر پس از هفت سال این بیمارستان را تکمیل کرد غافل از اینکه این بیمارستان مدت 10 سال بلااستفاده خواهد ماند و به متروکه ای شبیه می شود.

این بیمارستان گرچه برای رفع نیاز مردم منطقه ساخته شد اما به دلیل برخی مشکلات همچنان بدون استفاده مانده بود تا اینکه این روزها فرماندار فراهان خبر خوش تحویل بیمارستان توسط علوم پزشکی را داد.

نقص و کمبود پول، علت تجهیز نشدن

در همان زمان چنین مطرح شد که علوم پزشکی موظف است پس از احداث بیمارستان آن را تحویل بگیرد و آن را تجهیز و راه اندازی کند که این امر در مورد بیمارستان امام علی رخ نداد و البته رئیس دانشگاه علوم پزشکی اراک معتقد بود علت این امر وجود بیش از ۴۸ مورد نقص فیزیکی در بیمارستان و نداشتن اعتبار لازم برای تجهیز بیمارستان است.

دکتر مجید رمضانی نبود انشعاب آب و گاز، نصب نشدن آسانسور بیمار، نبود رختکن و سرویس های بهداشتی زن و مرد به صورت مجزا، کف پوش نامناسب و سرامیک نبودن دیوارهای اتاق عمل، تهویه نامطبوع اتاق زایمان، قرار گرفتن آشپزخانه در انتهای سردخانه بیمارستان، سرب کوبی نشدن اتاق رادیوگرافی و نداشتن در کشویی بین اتاق عمل و رادیولوژی را از جمله نواقصی اعلام کرد که از سوی بازرسان علوم پزشکی هم صورت جلسه شده بود.

صرف بیش از دو میلیارد تومان برای ساخت بیمارستان

احد خسروانی خیر و سازنده بیمارستان با بیان اینکه برای احداث بیمارستان بیش از دو میلیارد تومان هزینه کرده ام، گفت: این بیمارستان در چهار هزارمتر مربع ساخته شد ولی تاکنون راه اندازی نشده است.

وی با بیان اینکه این بیمارستان را برای رفع نیازهای درمانی مردم منطقه ساخته ام، افزود: بیمارستان فراهان با کاربری پایگاه و بیمارستان اورژانسی، از وزارت بهداشت مجوز ساخت دریافت کرد و در سال ۷۶ کلنگ ساخت آن به زمین زده شد.

حال بیمارستان که به مکانی فرسوده تبدیل شده و شکستگی ها در در و دیوار آن به چشم می خورد اکنون در مرحله بهره برداری قرار گرفته است و اگر واقعا راه اندازی شود خوشحالی فراهانی ها را به همراه خواهد داشت چرا که برای درمان مجبور به راهی شدن به سمت اراک و بیمارستان شلوغ ولی عصر نخواهند بود.

مسئولین علوم پزشکی اماده تحویل بیمارستان فراهان هستند / بیمارستان نیاز به تعمیر دارد
 
فرماندار فراهان در بازدید از بیمارستان 32 تخت‌خوابی فراهان در جمع خبرنگاران با بیان اینکه، مسئولان دانشگاه علوم پزشکی قبول کرده‌اند مسئولیت اداره این بیمارستان را بر عهده بگیرند، گفت: کلنگ این بیمارستان 17 سال پیش به زمین زده شد و پس از هفت سال ساخت، رها شد و در مدتی که بدون استفاده مانده بود بعضی از قسمت‌های آن دچار آسیب شده و به تعمیرات جدید نیاز دارد که این تعمیرات جزئی نیز به زودی انجام خواهد شد.

مجید مومنی افزود: فرد خیری نیز مسئولیت تامین بخشی از تجهیزات این بیمارستان را تقبل کرده که امیدواریم بعد از ایام عاشورا و تاسوعای حسینی شاهد آغاز به کار این بیمارستان بعد از 17 سال باشیم.


[ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392 ] [ 23:44 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

در دیدار رئیس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور با نمایندگان مجلس مطرح شد بررسی مسائل مدیریت شهری
در دیدار رئیس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور با نمایندگان مجلس مطرح شد
بررسی مسائل مدیریت شهری و روستائی ۵ حوزه انتخابیه

مسائل و مشکلات مرتبط با مدیریت شهری و روستایی ۵ حوزه انتخابیه در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی با خندان دل رئیس و معاونان سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور بررسی شد.

خبرگزاری فارس: بررسی مسائل مدیریت شهری و روستائی ۵ حوزه انتخابیه

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روابط عمومی سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور،رمضانعلی  سبحانی‌فر نماینده مردم سبزوار،جوین ،جغتای،خوشاب،داورزن و شش‌تمد، عبدالوحید فیاضی نماینده مردم نور و محمودآباد ،هادی شوشتری نماینده مردم  قوچان و فاروق، احمدعلی مقیمی نمایند مردم شهرستان‌های بهشهر،نکا و گلوگاه، عباس صالحی نماینده مردم تفرش،آشتیان و فراهان نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی بودند که در این دیدارها حضور داشتند و مسائل مرتبط با شهرداری‌ها و دهیاری‌های حوزه انتخابیه خود را مطرح کردند.

در این دیدارها که روز دوشنبه 6 آبان با حضور نمایندگان مردم در مجلس،تنی چند از فرمانداران،بخشداران،اعضای شورای اسلامی شهرها و شهرداران و دهیاران با حضور مهندس خندان دل معاون عمران و توسعه امور شهری و روستائی وزیر کشور و رئیس سازمان شهرداری‌ها و دهیاری‌های کشور و معاونان این سازمان انجام شد؛ مسائل و مشکلات مربوط به بخش‌های مدیریت شهری و مدیریت روستائی نظیر، حمل و نقل عمومی،توسعه گردشگری شهری و روستائی،آسفالت معابر و خیابان‌ها،مدیریت پسماندهای شهری و روستائی،توسعه فضای سبز شهری و روستائی، درآمدهای پایدار شهرداری‌ها و دهیاری‌ها و ... توسط حاضران مطرح شد.

خندان دل ضمن مطرح کردن پرسش‌هائی در زمینه وضعیت خدمات رسانی شهرداری‌ها و دهیاری‌ها به مردم و نقاط قوت و کاستی‌های موجود،آخرین برنامه‌ها و سیاست‌های دولت در زمینه شهرداری‌ها و دهیاری‌ها را با حاضران در میان گذاشت و در جریان مسائل خاص این موضوع قرار گرفت و دستورات لازم برای رفع برخی کاستی ها و مشکلات صادر شد.

انتهای پیام/

[ جمعه دهم آبان 1392 ] [ 12:34 ] [ شورای نویسندگان ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،